برای سادگیته

برای سادگیته سخت می خوامت

تو دس داری توی آرامش دنیام

من از فکر حضور تو نفس دارم

بدون بی تو یه تکراریه بی فردام

 

چه بی منت گل از چشم تو می ریزه

چه آسون با نگات لبریز لبخندم

همه دلواپسی هام ساده می سوزن

با یاد خنده هات چشمامو می بندم

 

همه روزای من غرقه تو تصویرت

شبام با عشق تو درگیر مهتابه

تصور می کنم احساس زیباتو

چشام با لمس دستای تو می خوابه

 

هنوزم سطر شیرینی تو شعر من

هنوزم شور فرهادو برات دارم

ببین سازای من با رقص تو کوکه

دارم به سادگی هات ساده می بازم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام. در مورد اون دو بیتی که دوستان معنی شو نفهمیده بودند منم موافقم.تصویر سازی تون گنگ بود. بعضی قافیه ها مثل بیت آخر جفت و جور نیست. یه نکته هم در مورد نگارش بگم که انگار داره باب میشه این غلط مصطلح.دیشب به 5تا از عزیزان در همین سایت گوشزد کردم.مختص شما نیست.بزرگان حال حاضر شعر هم در وبلاگ و سایتاشون می بینم که این غلط رو دارن.و اون: کاربرد کسره اضافی با کاربرد "ه" چسبان متفاوته.این رو همه می دونیم.پس به جای نوشتن :"بی تو یه تکراریه بی فردام" باید بنویسید:"تکراری ِ بی فردام" اونطوری که شما نوشتید یعنی :"تکراری است" و اون "ه" چسبان معنارو عوض میکنه.هرچند همه وقتی میخونیم میفهمیم شما اونی که من نوشتم منظورتون بوده اما از لحاظ نگارش هم باید ملاحظه کنیمن دیگه. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • سلام دوست من... به جز بند اول وزن رووني داشت با خوانش من البته بدون بی تو یه تکراریه بی فردام معنيش رو نفهميدم بي فردام
    • سلام جناب دمی زاده ممنون از حضورتون @};- منظورم یه آدم تکراری هستم که بخاطر تکراری بودن فردای جدیدی تو زندگیم ندارم و حتما خوب بیان نکردم و کمبود از بنده بوده
  • از خوبی ها کار، دوستان زیاد گفتن. من اما بی مقدمه میرم سر نکاتی که به چشمم اومده داخل پرانتز اینو بگم که شرمنده با تاخیر اینجام. چند وقته عجیــــــــــــــــــب درگیرم! و اینکه دو روز دیگه فاینال دارم و باید یه ترم نخوندن رو دو روزه جبران کنم :-( خب اولین نکته ی خوب کار که دلم نمیاد نگم: بارونی بودنشه( فکر کنم بدونی منظورمو... برو بچ انجمن ما وقتی میگن بارونی یعنی شاعرانگی داره، احساس توش جریان داره، یه جاهایی تصویر خلق شده و ... ) اما یکدست نیست. حول یه محور ثابت نیست وقتی میخوای راوی "من" و "تو" های مثبت باشی باید یه حرف جدید بزنی شادگی... وقتی شاعر میخواد از سادگی مخاطب بگه، نمیاد همون اول بگه: برای سادگیته سخت میخوامت بیا یه حرفی بزن که منِ خواننده بگه: اِ... چه جالب... چه عشق ساده و یکدستی، چقدر خواستنی، چقدر دلنشین، منم جای شاعر بودم به مخاطب علاقمند میشدم! اوکی؟ دومین نکته "تو" هشت بار ازش استفاده کردی توی ترانه ای که هشت بیته!!! یا واسه پر کردن وزن اومده یا اینکه بازم به اجبار وزن جایگزین ضمیر متصل شده... مثلا تو دست داری توی آرامش دنیام--> وقتی فعل"داری" باشه کاملا مشخصه که شخص، دوم شخص مفرده، یعنی "تو" خب این واسه پرکردن وزن اومده چه بی منت گل از چشم تو می ریزه----> اگه بگی گل از چشمت میریزه مصرع زیباتر میشه، اما نمیتونی بگی چون وزن خراب میشه... استفاده از ضمیرها (من، تو، او و ...) وقتی که فعل همراه با اونها، شخص رو نشون میده، کار جالبی نیست. و همین خود من به کرات تو این سایت به دوستان گفتم. بازم می گم. وقتی از خود ضمیر استفاده کن که بخوای از استفاده کنی، مثلا نقش تاکیدی داشته باشه و مخاطب این تاکید رو بگیره ( ناگفته نمونه که خودم نتونستم همیشه این کارو انجام بدم اما تمام سعیمو کردم و می کنم) خب واژه ی تو، توی یه بیت دوبار اومده، این دیگه ضربه میزنه شادی من از فکر حضور تو نفس دارم بدون بی تو یه تکراریه بی فردام می بینی؟ یه پیشنهاد واسه مصرع دوم این بیت دارم : بدونِ تو یه تکراریِ بی فردام کاملا "بی تو" حذف میشه. ضمن اینکه نوع نوشتار از لحاظ بصری خیلی واسه مخاطب مهمه... نذار گیج بشه تو خوانش. از فتحه کسره اینا استفاده کن... اون "ه" که چسبوندیش به "تکرار" غلطه... اگه بتونم اون مطلب مهدی موسوی رو که واسه استفاده ی صحیح "ه" تو ترانه نوشته، پیدا کنم، حتما برات کامنت میکنم. بذار ترانه ت سادگی داشته باشه... واژه های کمتر، با کاربردهای بیشتر میدونم که میتونی دیگه چی؟ آهان وقتی ذهنت توانایی تصویر سازی داره، لزومی نداره هر مصرع یه تصویر بیاری که خواننده گیج شه... دیگه ماکسیمم توی هر بند یه تصویر رو پردازش کن... با واژگانی که قرابت معنایی داشته باشن. (البته ترانه هایی هست که تصویر کل بندهاش یکسانه اما اونقدر خوب پردازش شده که مخاطب ابدا احساس خستگی نمی کنه) توی این بند چه بی منت گل از چشم تو می ریزه چه آسون با نگات لبریز لبخندم همه دلواپسی هام ساده می سوزن با یاد خنده هات چشمامو می بندم آماده ای آجر به آجرشو زیر و رو کنم؟ ;)) گل از چشم ریختن معنا نداره، یعنی مصطلح نیست. یعنی چی؟ گل از حرف می تونه بریزه، گل از دهان میتونه بریزه، میتونیم بگیم گل از خنده هات میریزه(دهان که غنچه باشه، گل معنای لبخنده؛ البته این مال عهد عطیقه ;)) (اگه بشه به مَثَل« گل از گلش شکفت» تلنگری زد بازم به دهان و خنده میشه ربط داد). تنها چیزی که از چشم میریزه اشکه،نمیدونم البته، مطمئن نیستم، اما میدونم که گل از چشم نمی ریزه، اوکی؟ تو بیت اول اوردن چشم و نگاه خوبه... اما انتظارم از ارتباط افقی واژگان بیشتر از این حرفاست وقتی گل از چشماش میریزه، تو مصرع بعد یه چی بگو به مصرع اول بیاد... مثلا بگو نگام کنی گل بارون میشم!!!!!!!!! مثلا گفتما... لااقل من می فهمم که مصرع ها بهم ربط دارن... بهم گره خوردن.... این از ویژگی های بیته... باید دو تا مصرع دست تو دست هم باشن شادی خب دلواپسی هام ساده می سوزن : دلواپسی هام می سوزن؟؟ به نظر خودت سوختن فعل درست و به جایی هست که بتونه تموم شدن دلواپسی رو کاور کنه؟ ضمن اینکه تو باید شاعرانه بیانش کنی... می گفتی می میرن به نظرم آرامش رو بیشتر نشون میداد، ضمن اینکه نکته ی ظریفی بین واژه مردن و دلواپسیه... دقت کنی زیاد میگیم که از دلشوره یا دلواپسی مردم... گرفتی نکته رو؟ حالا اون به کنار، چرا ساده می سوزن؟ واقعا واسه صفت ساده، دلیل داری؟ فکر کن در مورد هر واژه ی شعر...باید چیزی بنویسی که جایگزین بهتری نداشته باشه... و به نظرم صفت ساده، زیادی ساده ست! بعد ساده سوختن دلواپسی، چرا حرفی از آسودگی، آرامش و فراغ خاطر نزدی؟ این چیزیه که انتظار میره بعد میگی چشمامو میبندم(اگه بخوایم کنایه از حس آسودگی به حساب بیاریم) ضعف تالیف داره... منظورو نمی رسونه. یه چیز دیگه میگی دلواپسیم میسوزه، لااقل مصرع بعد چیزی بگو که بتونه سوختن رو توجیه کنه، بهش نزدیک باشه کلماتی مثل: بوسه، آغوش، لمس و ... اینا ارتباط پیدا می کنن. به خاطر گرما، حرارت، داغی بعد اینطوری میتونه توجیه کنی چرا دلواپسی هات می سوزن مثلا بگو: همه دلواپسیام می سوزن، این آرامش رو از بوسه هات میگیرم شعر کردن این حرفا سخت نیست... لزومی نداره تو ترانه ت واژه های عجیب غریب بیاری. ساده حرف بزن اما تصویر بساز. می بینی؟ اصلا سخت نیست شادی... فقط بهش عمیقا فکر کن... اولش می تونی مثل من جمله سازی کنی با واژه هات... بعد اونو تو وزن جا بده... بذار تصویر و محتوا به کارات حکمرانی کنن، نه اجبار وزن و قافیه فکر کنم بهتره بگم که تایپیستم! واسه من نوشتن این حرفا زمان زیادی نمی گیره، اذیتمم نمی کنه. اینو گفتم که بدونی واسم سخت نیست راجع به تک تک کلمات این ترانه حرف بزنم، اصلا هم تو حرف خساست به خرج نمیدم. اما چیزی که تو نیاز داری، نکته های کلیدیه... و فکر می کنم اکثر گفتنی ها رو روی همین یک بند بهت گفتم... مابقی حرفا فرعیاته... می خوام ترانه ی بعدی که ازت میخونم حرف جدیدی واسه گفتن داشته باشه... وقتی میخوای ترانه بنویسی، اول دو ساعت(حداقل دوساعت) بهش فکر کن. عمیقا... فکر کن واسه حرفایی که قراره بزنی چه کلماتی میخوای. چشاتو ببند و تصویرها رو ببین. بعدش اونو شعر کن یه نقاش همزمان که داره قلمشو رو بوم می کشه، با چشمای باز تصویری رو که توی مغزشه روبه روش می بینه... تو فرقی با نقاش نداری... به اون بک گراند نیاز داری شادی... و من شدیدا ایمان دارم که واست سخت نیست... یه خواهش برعکس خیلیها، برو ترانه های قوی بخون... روزبه بمانی بخون، یغما، مونا برزویی، حتی مجید صالحی که من از نزدیک هم می شناسمش و عاشق تصاویر ساده و گویایی کاراش هستم. به خودت اجازه بده که ایده بگیری........ بازم تاخیرمو ببخش و طبق معمول یادم رفت بگم سلام!!
    • علیک سلام شیوا جون به به چه کردی عزیزم اینایی که نوشتی فقط مال این ترانه نیست برای همین پاسخی ندارم جز تشکر و تشکر و تشکر @};- حتما استفاده می کنم @};-
      • یه ترانه برات می نویسم از دوست خوب و شاعرم "افشین روستایی" به تک تک کلماتش فکر کن ببین چقدر عالی فضا سازی شده و محتواش واقعا روی ذهن مخاطب حک میشه : نگا كن به من كه غروب توأم يه غربت يه آواز ولگرد مست چه تلخه كه با اين همه آرزو ببيني حقيقت همينه كه هست ببيني سكوتم ببيني گمم يه فرياد توو شك مرددشده يه بغض مذابم يه آتشفشان يه كوهم كه آب ازسرش ردشده يه پرواز خستم كه ازهرطرف به ديوار اين سرزمين ميخوره عقابم ولي از بد حادثه عقابي كه با سر زمين ميخوره به هرجا بگي روبه راهم ببين يه جادم كه توو شب قدم مي زنه يكي كه به غيرازخودش هركسي براش سرنوشتو رقم مي زنه نگا كن به هرچي من توو نگات ببين من توو كابوس تو گم شده يه روياي بدخيم توي سرت يه شاعر دچار توهم شده .... یه بار سر فرصت تک تک نکات قابل توجه این ترانه رو برات می نویسم... امیدوارم دوستای دیگه هم با خوندن این ترانه، و ترانه های قوی و مغزداری از این دست بتونن کارهای بهتری رو ارائه بدن @};-
      • ممنون شیوای نازنینم خیلی ترانه ی خوبیه تصویرها عالین حتما بهش فکر می کنم
  • سلام و ارزوهای خوب خانم وکیلی گرامی . شعر خوب و زیبایی بود . گذشته از مشکل قافیه بند آخر به نظر من شروع زیبای ترانه تون پایان خوبی نداشت . من منتظر یک پایانی متفاوت و غیرساده بودم . موفق باشید .
  • سلام خیلی معمولی بود این کار سعی کنین خلاقیت به خرج بدین تو سرودن ... به امید کارای زیباتر @};-
  • زیبا بود و قطعا مخاطب خاصتون هم ازش بی نهایت لذت برده مرسی =D>
  • خيلي عالي بود. اميدوارم هميشه قلمتون سبز بمونه موفق باشيد @};-
  • درود بر شادی عزیز زیبا بود ترانه و احساس نابی که دران جاری بود سبز بمانی شاعر
  • ترانه بسیار زیبا و پراحساسیه فقط کاش توو چهارپاره ی آخرهم به وزن کلی کار دقت میکردین درکل پسندیدم =D> =D>
  • سلام خانوم وکیلی زیبا سرودید خانوم احساس مخملی داشت ستایش خوبی بود لذت بردم لایکید @};- @};- @};-
  • سلام کار خبی بود . ولی یه جاهایی ضعف تالیف داری یعنی نحوه ی چیدمان کلماتت کنار هم اشتباست. مثل مصرع:""بدون بی تو یه تکراریه بی فردام"" شما احتمالا منظورتون ابن بوده که ""بی تو فردام تکراریه"" یا اینکه ""بدون تو یه آدم تکراریه بدون فردام""در صورتی که یه تکراریه بی فردام اصلا این معنی ها رو نمیده و به کارتون ضربه میزنه. پرداخت کارتون و با دقت بیشتری انجام بدید کارتون خیلی بهتر میشه
    • سلام ممنونم که دقت داشتین منظورم دومین حدستونه ولی من هنوز منظورتونو متوجه نشدم :-?
      • بازم سلام خانم وکیلی منظورم حذف یکی از ارکان جمله س که از اجبار حذف شده(کلمه من یا همون آدمی که بدون طرفش یک آدم تکراریه)و قرار گرفتن 2تا یه که مخاطب و اذیت میکنه....البته اتفاق مهمتر سخت شدن اجرای این مصرع با این وازه چینی هست.. اگر انقدر ریز به این کار نگاه میکنم به دلیل خوب بودن و نزدیک بودن این ترانه به اجراست باور کنید این نقدو با صداقت انجام دادم...........
  • درود خانم وکیلی ترانه زیبا و دلنشینی از شما خواندم و از خواندنش لذت بردم سپاس @};-
  • آفرین شادی ِ عزیز .خوب بود لذت بردم می پسندم @};- @};-
  • درود "چه بی منت گل از چشم تو می ریزه" را نفهمیدم ، ولی کلا کار خوبی بود، بیت آخر هم فک کنم یه کم از ریتم میفتی سبز باشی @};-
  • درود شادی جان :-) این کار خیلی خوبی بود که از تو خوندم و لذت بردم ... میپسندم عزیز ... پیروز باشی :-) @};-
  • خیلی حستون زیباست از خوندنش لذت بردم =D> =D> =D> @};- @};-
  • حس قشنگی تو ترانتون جاری بود.لذت بردم
  • چه آسون با نگات لبریز لبخندم دوسش داشتم ممنون @};-
  • سلام شادی عزیز. زیبا سرودی و مفهومش رو دوست داشتم. یه مقدار توی بعضی ابیات که ضرب آهنگ کم و زیاد میشه احساس کردم از اختیارات زیاد استفاده کردی . اما زیبا بود و لایک. @};- @};- @};- شاد و شادزی
  • چه بی منت گل از چشم تو می ریزه چه آسون با نگات لبریز لبخندم همه دلواپسی هام ساده می سوزن با یاد خنده هات چشمامو می بندم =D> =D> =D> @};- حتما لایک @};-
  • اونجا که میگه ببین سازای من با رقص تو کوکه نوآوری فوق العاده ای بود. درکل کار بسیار جالبی بود.
  • ببین سازای من با رقص تو کوکه تعبیر فوق العاده ای بود دست مریزاد
  • خیلی زیبا