نگات..

می خوام که از تو بخونم

خستگی هام رها بشه

می خوام تموم لحظه هام

با اسم تو فنا بشه

می خوام بدو نی که دلم

بدون تو نمی تونه

حتی یه لحظه یه نفس

از یاد تو جدا بشه

می خوام که هر شب بشینم

تا سحر از چشاد بگم

تا اینکه با یاد نگات

این دل تنگم وابشه

می خوام که تو چشمای تو

گم بشم و تموم بشم

می خوام تو چشمات بمونم

تا آخر دنیا بشه

می خوام که گریه بمیره

اشکای غم تموم بشه

می خوام که با خنده تو

خنده رو لبهام وا بشه

می خوام همش سر بذارم

رو دامنت حرف بزنم

از تو و اون چشاد بگم

حتی اگه سالها بشه

می خوام نگات سایه باشه

همیشه دنبالم بیاد

می خوام دلم واسه نگات

هر شب و روز فدا بشه

می خوام نگاتو بخرم

جون و دلو بالاش بدم

آخه به جز این ندارم

میشه که این آیا بشه؟

سلام به دوستان و سروران عزیزم

خیلی خوشحالم که بعضی دوستان همچین قدیمی رو توی این سایت می بینم

و از اینکه منم قابل دونستن و دعوت کردن سپاسگذارم

فقط یه نفر به من برسونه چجوری عکسمو بذارم!

بهم هم خیلی گیر بدین تا کمی یاد بگیرم

تشکر

از این نویسنده بیشتر بخوانید: