دیوار

پشت این دیوار سنگی،

آدما همه سپیدن

در و دیوارای خونه،

بوی دلتنگی نمیدن

 

اما اینجا آدمکها،

همشون سردو سیاهن

همشون غرق تکبر،

مست انجام گناهن

 

نسل مردای مقاوم،

روبه چاه انقراضه

مردمش تشنۀ قدرت،

تو دلاشون پرِ رازه

 

اونور دیوار بدرنگ،

بویِ گل قیمت نداره

کسی همسایشو توی،

سختی تنها نمیذاره

 

اما اینجا پرِ ترسِ،

همه تو قفس اسیرن

اینجا آدما تو سختی،

دستِ هم رو نمیگیرن

 

اینجا ارزشِ ترانه،

به نوشتنِ دروغه

مردمش اهل فریبن،

معنویت بی فروغه

 

اما اونجا خونه هاشون،

مثل مسجد پرِ نورن

خدا تو شادیا هستو،

همه از سیاهی دورن

 

هیشکی توی نگرونی،

کفر و مرثیه نمیگه

جای رفتن به کلیسا،

سمت اهریمن نمیره

 

اونطرف مثل بهشتو،

اینطرف خود جهنم

اونطرف آدما شادو،

اینطرف اسیر ماتم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

779
۱۸