امید

گاهی وقتا توی آینه دنبال خودت می گردی

 نمی دونی خیلی وقته خوشی رو آواره کردی

 بیا یک لحظه بشینیم زیر آسمون و بارون

 بوی خاک و نم کاهگل بشینه تو لحظه هامون

نمیدونی تو عزیزم پشت این دیوار یه راهه

اونجا روی دامن دشت گل اطلسی می باره

 دوست دارم تو رو همیشه بدمت دست فرشته

 اون فرشته که رو بالش زنده باد ای عشق نوشته

تو دوباره بر می گردی به خودت اینو میدونم

 وقتی از سحر برات از، جادوی بارون بخونم

 واسه بر گشتت عزیزم ،زندونی کردم زمانو

 تا ابد دستم می گیرم قفل سنگینه جهانو

 پاشو از دامن غصه یکمی ببین بهارو

 ببین زیبایی دنیا نعمت خوب خدارو

 

 آرزو(باران)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: