درخت سیب

درخت سیب خونمون سیاه شده برگ و برش

درخت سیب خونمون

سیاه شده برگ و برش

چون که از آسمون میاد

دود سیاه روی سرش

 

حتّی کلاغ سیاه زشت

نمیشینه رو شاخه‌هاش

کبوتری نمیشینه

نمیگیره بال و پرش

 

نه دیگه میوه‌ای می‌ده

نه خشک شده ریشه‌ی اون

شبیه تک درخت شده

تبر می‌خوره آخرش

 

*

 

درختی که یه روز می‌داد

هزار تا میوه‌ی شیرین

ببین الان چه حالیه!

بریده دیگه از زمین

 

همون درخت که داده بود

به آدما فکر و نگاه

همون که داده بود یه روز

سلامتی، فقط همین!

 

درختی که توی حیاط

همیشه سبز و زنده بود

الان پر از آفت و سم

داره می‌میره، پس ببین!

 

*

 

نه آب خوب، نه خاک خوب

چند سالیه دریغ شده!

شاخه‌ی سبز بی‌گناه

اسیر خشم تیغ شده!

 

صدای سبز و درد اون

توی دلش قایم شده!

صدای باد و شاخه‌هاش 

شیون و آه و جیغ شده!

 

همسایه‌ها میخوان اونو

از توی خاک در بیارن

با این که ریشه‌های اون

زیر زمین عمیق شده!

 

*

 

درختی که یه روز می‌داد

هزار تا میوه‌ی شیرین

ببین الان چه حالیه!

بریده دیگه از زمین

 

همون درخت که داده بود

به آدما فکر و نگاه

همون که داده بود یه روز

سلامتی، فقط همین!

 

درختی که توی حیاط

همیشه سبز و زنده بود

الان پر از آفت و سم

داره می‌میره، پس ببین!

 

۱۷:۳۹ – ۱۴۰۴/۰۹/۰۸

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/118350کپی شد!
16

درباره‌ی فرشید ربانی

کارشناس معماری متأثر از فردوسی و حافظ و سعدی و محمدعلی بهمنی خوانشگر گنجور، در حال تکمیل خوانش شاهنامه‌ی فردوسی آغاز سرودن از آذر ماه ۱۳۹۸ هجری خورشیدی می‌نهم بر زیر پا هر دو جهان را بهر وی همچو مولانا پی شمس عزیزم می‌روم ۱۴۰۰/۱۱/۲۹ - ۱۵:۱۵