«نقطه….. سرخط»

/بـی‌تـو دنیـا قفسی بود کـه دیـوار نداشـت//کـاش دیـوار دلـت، این‌هـمـه آوار نـداشــت//کاش..من‌‌..زندگی‌ام..این‌همه «ای‌کاش» نداشت//باز خود را بـفریبم:«عـشـقـت اجبـار نـداشت!»/
 //کــاش دل، پنجـره یا.. پنجره، دیــوار نداشت
هوس سایه‌.. دلم.. مـیلِ به دیـــدار نداشـت../
/هرکجـا دیکته شد جبر، شکستم، بردار،_
_نقـطه، پایانِ شکست؛ سـرخـطِ تکرار نداشت/
/تکیـه بر عشـق تو کـردم، کنج دیـوار دلـت
کـاش دیوار دلـت، این‌همـه آوار نداشـت/
/کاش بودی تکیه‌ام باز بـر آوار دلـت
 بی‌تو دنیا قفسی بود که دیوار نداشت/
/تـا کـه بـر شـاخه‌ی زردی قـفـسـم گیـر افـتاد
«تک‌درختی» که به جز منظره‌ بر دار نداشت!/
/خود به تعلیق قفـس، تکیـه به طوفان کردم
باز خود را بفریبم :«عشقت اجبار نداشت!»/
/یا دلت پنجــره یا.. پنجره دیــوار نداشت
کـاش دیـوار دل‍ـت، این‌همـه آوار نداشـت/
/کاش..من‌‌..زندگی‌ام..این‌همه «ای‌کاش» نداشت
کاش «..پایانِ شکـست»؛ «سرخطِ تکـرار» نداشـت!//
https://www.academytaraneh.com/117000کپی شد!
291
۶

درباره‌ی حمید اسم خانی

به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد باز هم: به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد .www//academytaraneh.com/author/takderakht/ /زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جاندکند تنم، عمر خسابش کردم/ /یک زمانی بود خودهای حقیقی در دل خود داشتیم بس به ذهن خویش کدهای مجازی کاشتیم.. .... این دومین پروفایل بنده است، چرا که رمز و راز پروفایل قبلی ام را فراموش کردم و پیدا نشد که نشد... https://www.adinehbook.com/gp/product/6009030163 https://www.aparat.com/v/ia2SO .