مثه برف وسط تابستون

مثه برفِ وسطِ تابستون ، جلو راهِ زندگیم سبز شدی

سبزه کردی تو دل برفیِ من ، واسه ی ثانیه هام نبض شدی

واسه من یه حس خواستنی شدی ، مثه حس انتظار و قاصدک

مثه دلتنگی جمعه ها غروب ، وقتی آدم بدجوری میره تو لَک

تو واسم یه آسمون ترانه ای که میشه واژه به واژه پر کشید

رنگ چشماتو به آسمونا زد ، با تو به خود ِ خود ِ خدا رسید !

تو پر از قاصدک و شکوفه ای ، تویِ این برفیه روزگارِ سرد

مثه جف(ت) شیش مثه آسی ؛ مثه یه شانسِ بزرگی توی آخرین نبرد

 

من هنوز ستاره چینم / دنبال ردِ نگات

دنبالِ یه شهر امنم / مثه شهر شونه هات *

تو مثه شعرای بکری / که هنوز هیشکی نگفته

مثه اتفاق عشقی / که یهو به جون میوفته

 

 

* = مریم حیدرزاده – من از خدامه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و درود... بسیار زیبا.... یزدان نگهدارتان :-x
  • سلام آقای حسن زاده... ترانه ی زیبایی ازتون خوندم، زیبا می نویسید... @};- شاد باشید و برقرار... :-)
  • خوب بود ....
  • خوب بود ....ممنون
  • دوست عزیزم آقای حسن زاده بازهم اثر خوبی از شما خواندم ... و اما نظر من : اثری بود که نمود واژه در آن بسیار پر بار تر از باره احساسی بود واژه چینی در ترانه های شما بسیار زیاد به چشم میخورد که این ضعف نیست این توانایی و شناخت شما را از زبان فارسی میرساند اما وقتی تمام ترانه واژه باشد بار احساسی آن که به عقیده من تمام ترانه از آن است ، کمتر میشود ; و ترانه را در یک مسیر ثابت و ممتد نگه میدارد ... با آرزوی بهترینها برای شما دوست هنرمندم ...
  • :-) سلام ترانه شما را در چند نوبت خواندم که البته اگر جاذبه و گیرایی خوبی برای من نوآموز نداشت یک بار هم فرصت باز کردنش رانداشتم. ممنونم و تلاش و ترانه شما را تحسین می نمایم. @};- =D> =D> @};-
  • این کارتون رو بیشتر از همه دوست داشتم..مرسی فقط یه نکته بگم که بعدا سوتفاهم نشه...من یه بیت راجع به غروب جمعه ها دارم: میونِ خرابه های زندگیم ... دنبالِ آرامشِ بی انتهام....توی آینه خودم و میبینم .... شبیهِ غمِ غروب ِ جمعه هام :-)
  • درود معين جان به دل نگير دوستم /يه نظر بود و شايدم اصلن مصداقي نداشته باشه/نظر نهايي با خودتونه/بدرود تا دوباره ها
  • سلام دوست عزیزم ممنونم که دعوتم کردی ببخشید توی این روزا دانشگاه بودم وقت کافی نداشتم زیاد ترانه هارو بخونم من خودم شاعرم ترانه سرا نبودم ولی تازه ترانه گفتم که قراره تمومش کنم ترانتون خوندم اما بیت اولش از نظر من مفهومی ایراد داره اینکه برف جلوی تابستون آب میشه جلوی راهش سبز میشه؟؟ شاید از نظر من تعبیر درستی نیست ولی وزن شعرت ایراد داره و فاقیه بین سبز و نبض هم از نظرم هم قافیه نیست اما خواندن و تلفظ آن میشه هم قافیه باشه بقیه کارت عالی بود حتی بیت دومش قشتگتر از هم بود لذت بردم از شعرتون امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید ببخشید شما جای استادما هستی اگر نظرم از نظر بقیه اشتباه بود مرا ببخش :-) یا حق @};-
    • سلام . بذارید به صورت داستن این ماجرا رو توضیح بدم ! اینطوری شاید آسون تر باشه . آقای اندرسون توی یه شرایط روحی بد بود ! زندگیش رو به تباهی بود . زندگیش زمستونی بود . سرد و یخ بسته . راهی به بهار نداشت . اما توی یه اتفاق غیر منتظره مثل بارش برف وسط تابستون خانوم لیما با ورودش به زندگی آقای اندرسون مسیر به بن بست رسیده ی آقای اندرسون رو عوض کرد و برای زمستون آقای اندرسون سد شد تا بهار رو برای آقای اندرسون به ارمغان بیاره ! فکر کنم کل ماجرا رو تونستم توضیح بدم ! سبز و نبض هم قافیه هستند . زیاد هم قافیه هستن :-) بازم اگه برای مفهوم ماجرا مشکلی بود در خدمت هستم . @};-
  • درود بر تو معین جان... @};- برفیه روزگار سرد برام غریب بود... موفق تر باشی... =D>
  • شرمنده معین جان کارت خوب بود با چندتا اشکال کوچولو ولی من تصمیم گرفتم دیگه نقد نکنم [-(
  • سلام..اوه چه زبونی داره این معین..(شوخی) داداش استاد گلم شعرات عالین...برات بهترین هارو ارزو دارم...عاشقه شعراتم چون موضوع خاصی و داره و نکته های جالب..ممنونم @};-
  • سلام معین عزیز...ترانه هات حالو هوای دل آدموعوض میکنه.....حس میکنم واژه هاخودتویی که اینچنین بااحساس برصفحه ی سپیدکاغذمیشینی.... @};-
  • سلام ؛ این بحث چند جای دیگه هم پیش اومد و من باز حرفهای خودمو تکرار می کنم . مثه برف وسط تابستون . 1- برف وسط تابسوتن رخ داده . توی شهر من ؛ شهر باران . چندین سال پیش توی چله ی تابستون برف اومد توی رشت ! پس غیر قابل لمس و عجیب غریب نیست ! 2- برف وسط تابستون یک اتفاق غیر منتظره ست . که اشاره ی اصلی من به همینه . 3- از برف به عنوان اتفاق خوب و در جای خودش یک حادثه ی سرد استفاده کردم . و هر جا توضیح و داستان پردازی خودش رو داشت . هر جا بر اساس نیاز معنایییش ازش کاربرد گرفتم . یک بار برف خوب و عجیب و دوست داشتنی بود . یک بار برف یخ بستن و سردی و روزگار غم آلود بود . 4- به نظرم هیچ اشکالی نداره که ما با منطق هنجار شکنی کنیم و از یک چیز توی یک متن دو بار با دو تصویر متفاوت استفاده کنیم . 5- برف نحس نبود . اگر تمام ترانه رو به دقت بخونید میبینید که این ترانه داره از خوبی حرف میزنه ! مثال : واسه ی ثانیه هام نبض شدی واسه من یه حس خواستنی شدی تو واسم یه آسمون ترانه ای با تو به خود ِ خود ِ خدا رسید ! تو پر از قاصدک و شکوفه ای مثه جف(ت) شیش مثه آسی مثه یه شانسِ بزرگی توی آخرین نبرد من هنوز ستاره چینم / دنبال ردِ نگات دنبالِ یه شهر امنم / مثه شهر شونه هات * تو مثه شعرای بکری / که هنوز هیشکی نگفته مثه اتفاق عشقی / که یهو به جون میوفته حرفی از نحسی و بدی به میان نیومده و این حادثه رو عشق طلقی کرده . حالا سوال دوم بنده . زبان کار چطور باید بهتر می بود ؟ من میگم این ترانه ضعیفه . به خاطر این اشکالات . الف ، ب ، پ ، ت و .... شما میگید زبان باید بهتر می بود ! من میگم چرا ؟ از ترکیب استفاده نکردم ؟ از واژه های ناب استفاده نکردم ؟ زبان امروزی نبود ؟ قافیه ها لنگ میزد ؟ نو آوری در سخن نداشتم ؟ بهتره وقتی نقد می کنیم نکات مثبت رو هم ببینیم ! من توی ترانه ی غـــِـــصه ی ویلچر !!! از واژه ی زخم بستر استفاده کردم . هرگز توی هیچ ترانه ای از این واژه استفاده نشده بود . اگه پیدا کردید که کسی توی ترانه ای این واژه رو به کار برده من دیگه ترانه نمینویسم !!! اما هرگز بهش اشاره نشد . نقد کنیم اما با دلیل و گواه . اگر نکات منفی رو میگیم ، در جای خودش نکات مثبت رو هم اشاره کنیم . نمیگم من از فلانی سر تر هستم یا چیز دیگه ای اما کسی اومد نگاه کنه بگه فلانی که از ترانه ی مریم حیدرزاده وام گرفته چیکار کرده با ترانه ش ؟ بهتر کرده اون تصویر رو یا نه ؟ سر بذارم رو شهر امن شونه ت . (مریم حیدرزاده) وقتی تصور کنیم که یکی روی یک شهر بخواد پیاده بشه تصویرمون به ویرانی و خرابه ختم میشه . شبیه چیزی چون فیلم های تخیلی هالیوودی !! دنبال یه شهر امنم ، مثه شهر شونه هات (بنده ی حقیر) نکته ی تاریکی توش وجود نداره . اما نگاه به این نکات مثبت هرگز و هرگز توی نقد نمیشه ... موفق باشید @};-
  • زیبا بود دوست عزیز @};-
  • درود دوست خوبم ترانه خوبي بود البته بايد بگم كه بيت ابتدايي به نظرم يه كم داراي پارادوكس معنايي بود و چندان عيني نيست و كار رو به سمت انتزاعي شدن مي بره/ مثلا اونجايي كه ميگگي مث برف وسط ... به نظر من داري از احساس لذت حرف ميزني اما با توجه به مصراع بعد علاوه بر اون كه ميشه فهميد منظورت همين احساسه لذته اما چندون نتونستي با وازه ها اين حس رو تزريق كني/ در دامه هم كه از برف به عنوان همان نماد هميشگي يعني ترس و وحشت و سكوت و ... استفاده نموده ايد /ميخوام اينو بگم كه خوب از وازه برف استفاده نشده و اون هنجار شكني كه (اگه)كردي يعني برف رو توي تابستون به عنوان رسيدن يه لذت قلمداد نموده اي ونه نماد هميشگي، خوب جا نيفتاده ، اگه هم كه برف اول همون مصاديق برف هاي بعدي رو داره يعني معني مثبت نداره كه باز هم جالب نيست /چون نميشه اول بگي كه مثلا مثل برف بد و نحس بودي و مصراع بعد بگي كه سبزه دادي و.../// زبان كار هم به نظرم مي تونست بهتر بشه/جسارت منو ببخشيد تا نظر خودتون چه باشه//بدرود تا دوباره
  • درود به دوست عزیزم @};-
  • کارت درسته استاد‍! فقط: وقتی آدم بدجوری میره تو لَک(حس کردم سکته داره!) و این قسمت کمی خارج از وزن نیست؟ مثه یه شانسِ بزرگی توی آخرین نبرد در کل خوب بود،ممنان :-)
  • زیبا بود
  • زیبا بود مثل شهرباران @};- @};-
  • =D> =D> =D> :-x
  • =D> =D> =D> @};-
  • درود معین جان! من اسم این ترانه سُرای این دو بیتی که می خوام برات بنویسم رو نمی شناسم.. گفتم شاید تو بدونی کیه!! هنوز پیپ قدیمیم سره جاشه هنوز تابلوی عکسمون رو دیوار هنوز داره میرقصه شال آبیت میون پرسه های تو علف زار بهش بگوو.. کارش خیلی خوبه. همیشه خوب
  • سلام آقای حسن زاده منم لذت بردم از خوندن ترانه تون ، اجازه میخوام نظر شخصیم رو درباره این ترانه بگم بعضی جاها از نظر من ترانه تون خیلی حالت گفتاری پیدا کرده بود، تا حدی که اون لطافت ترانه رو کمتر میشد حس کرد . تشبیه ها بعضا تشبیه های متفکرانه ای نبود . (برفیِ روزگار) ترکیب جالبیه از نظر شما ؟؟ واسه من قابل تصور نیست من باید چی رو تصور کنیم؟؟ یه برفی که روزگاریه ؟ یه روزگاری که پره برفه؟؟ تازه اگرم واسه مخاطب قابل تصور باشه به نظرتون اونقدر قوی هست که ارزش تصورش رو داشته باشه ؟؟ @};-
    • سلام خانوم جلائی عزیز . به نظرم اشتباه نوشتاری از من بود . من خودم مقاله می نویسم در همین مورد ! بعد خودم رعایتش نمیکنم !!! :-S به همه گیر میدم بعد خودم ... =(( برفیه روزگارِ سرد . این " هـ " که در انتهای برفی اومده به معنیِ " هست " ـه که در واقع به این شکل معنا میده : روزگاری که برفی هست . تو پر از قاصدک و شکوفه ای (پیام خوش و سبزی و بهار هستی) توی این روزگاری که برفی و یخ زده ست . بازم شرمنده بابت " ـه " که جا افتاد :"> @};-
  • جناب حسن زاده ترانه های شما همه رو در سطح بالایی دیدم مخصوصا ویلچر و ترانه ی طنزتون اینم به نسبت اونها خوب بود =D> =D> =D>
  • درود معین جان پنجمین ترانه ت رو در آکادمی میخوانم نکته ی قابل توجهی که بود اشاره به وام گرفتن از ترانه ی خانم حیدر زاده بود خوشحالم در مقابل الفاظ و عباراتی که در ترانه هات استفاده میکنی احساس مسئولیت داری . با آرزوی بهترین ها ========= @};- @};- @};-