چای بعد سیگار

چای بعد سیگار

 

وقتی از تو مینویسم

شعرم عاشقونه میشه

کاغذای خیس کاهی

پره از جوونه میشه

 

 

اشک من دوباره انگار

روی دفترم چکیده

خیری از زمونه این دل

بعد رفتنت ندیده

 

 

زندگی سیاه و تلخه

مثل چای بعد سیگار

میشه عاشقت بمونم ؟

قاب عکس روی دیوار ؟

 

 

اسمتو به لب بیارم

خونه پر شکوفه میشه

عاشقت هستم و این عشق

موندگاره تا همیشه

 

 

زندگی سیاه و تلخه

مثل چای بعد سیگار

من به قربون نگاهت

قاب عکس روی دیوار

 

 

🌹

https://www.academytaraneh.com/116065کپی شد!
247
۱۴
۱

  • mreza.irani123456@gmail.com سلام حامد عزیز، کارهای زیباتری از شما خوندم ،البته هر ترانه برای صاحب اثر ارزش و معنای خودش رو داره...پایدار باشید.
  • عليرضا عباسي سلام جناب تقی خواه عزیز/کار خیلی کوتاهی بود که میشد بیشتر بهش پرداخت/جوونه زدن کاغذ برام نامفهوم بودمگر اینکه لکه روی کاغذ تشبیه به جوونه زدن باشه که تو مصرع بعدی با شک تردید بهش نگاه کردی /شک من دوباره(انگار)در مورد تشبیه چای به زندگی سیاه و تلخ باعباس جان موافقم/اسمتو به لب بیارم/ با اجازه ت میارم بهتره /برات بهترین هارو آرزو دارم /شب و روزت پراز ترانه...
  • حامد تقی خواه این بالا میگم عباس جان ، علیرغم اینکه دوس ندارم توضیح بدم اما ... چای بعد سیگار علیرغم تلخی و سیاهی دلچسب و دلنشینه درست مثل زندگی با همه تلخی ها و در اوج سیاهی و نا امیدی باز میتونه یه دلخوشی کوچیک مث یه خاطره یا قاب عکس بهش دلنشینی بده ، ادما در گذر از سختی دنبال کوچکترین بهانه برای دلگرم شدن هستن از دید من ، و اون میتونه یه عکس یه خاطره یه عطر یا هرچیز مانند این باشه ، مقصود من این بوده حالا اینکه چقدر تونستم برسونمش به عرضه و هنرم بر میگرده 😅 ک همچی زیادم نیس بِرار
  • عباس مقدم ناخوش رو الان خوندم کار زیبایی بود. اما با خوندن کامنتا بیشتر دلم گرفت. یاد اونروزهای خوب اکادمی. و دوستان قدیمی.خانم مریم جلالی سعیده پور محمد و خیلیای دیگه.افتادم.واقعا که چه روزهای خوبی بود.
  • عباس مقدم درود حامد عزیز.عاشقانه ی ملایمی بود و البته زیاد. راستشو بخوای منو نگرفت.راستش معنی و تعبیر. بیت اصلی ترانتو که میگی : زندگی سیاه و تلخه مثل چای بعد سیگار رو نفهمیدم!حتما یه منظوری داشتی از این بیت اما من راستش نفهمیدم ربط تلخی و سیاهی زندگی به تشبیهش به چای بعد سیگار چیه و شاید دلیل اینکه ترانه و کارت منو نگرفت همین باشه.منتظر توضیحت هستم
    • رسول آدینه عباس جان اومدم فقط کار و بخونم که سر فرصت متنی بنویسم ابن بخش ار نظرت و دیدم:من احتمال میدم چای غلیظی که تیره رنگ میشه مدنظره(زندگی)وجه شباهتم رنگ اونه و تلخی ، میتونه هم به زندگی هم به طعم چایی غلیظ برگرده و هم طعم بعضی سیگارا...خودم ترجیح دادم زندگی رو به رنگ چایی و تلخی رو به طعم سیگار مرتبط کنم...ببخشید طولانی شد ۵صبحه و هنوز مغزم بیدار نشده :)
      • عباس مقدم درود رسول جان.منم اولش همین برداشتو کردم اما چرا چای غلیظ؟ و چرا تلخ؟ اگر این نوع چای سلیقه شاعره پس حتما براش دلنشینه خب پس چرا تعبیر میشه به زندگی و تلخی و سیاهیش؟ خلاصه که من نفهمیدم..اگه شما فهمیدی دمت گرم
    • حامد تقی خواه دوستی داشتم ک همیشه میگفت تعابیر از یه شعر به تعداد افرادیه ک اون رو میخونن ، اگر نتونستم باهات ارتباط برقرار کنم قطعا کاستی از منه ،
      • عباس مقدم یه لحظه احساس کردم توی جلسه ی شب شعر و نقد نشستم و... داداش گلم بنظرمن هیچ عیبی نداره که مخاطبت یه قسمت از کارتو نفهمه و بر خلاف جلسات شعر بنظرم هیچ عیبی هم نداره شاعر راجع به شعرش و منظورش از فلان تعبیر رو با مخاطبش درمیون بذاره. من یک قسمت از کارتو لمس نکردم و این هیچ دلیل بر کاستی در کارت نیست. باور کن این خوبه که وقتی یه چیزی رو نمیفهمیم از هم توضیح بخوایم و سرسری رد نشیم.لااقل من اینجور فکر میکنم
    • رسول آدینه آخه علاقه ها تو این دنیا گره خوردن به عادتا،مثلا زندگی کردن کاریه که انجام میدیم ولی لزوما علاقه نداریم چای غلیظ و تلخ و سیگار ممکنه عادت باشه نه لزوما از روی علاقه هرچند فرقش با زندگی کردن اختیاری بودنِ دومیه همیشه هم میگن ترکِ عادت سخته...ای بسا از چیزی خوشمون نمیاد ولی انجام میدیم حالا چه به اجبار مثل زندگی/چه به اختیار ولی از روعادت مثل سیگار کشیدن...البته این فقط برداشتای منه برادر