معما

شباهت من و تو یک بغل معما داشت

شباهت من و تو یک بغل معما داشت خلاصه ساده بگویم هزار معنا داشت

شباهت من و تو یک بغل معما داشت
خلاصه ساده بگویم هزار معنا داشت

شبیه خنده ی تو گاه خنده میکردم
که خنده های تو از دور هم تماشا
داشت

ببین چه دلخوشی ساده ای که یادت را
درون سینه دلم تا همیشه بر پا داشت

تو راز عشق پر آوازه ی منی ، دیدی؟
که دل چگونه وصال تو را تمنا داشت؟

هنوز عا شق چشم تو هستم ای آهو
و دل به پشت سرت می دوید اگر پا داشت

من وتو مثل دو رود به هم تنیده شدیم
که این دو عاشق دلبسته حکم دریا داشت

و سر نوشت من وتو به هم رقم زده شد
نه مثل قصه ی مجنون که ناز لیلا داشت

مرا ببخش اگر میشود کمی آرام
بخوان ادامه ی این شعر را اگر جا داشت

https://www.academytaraneh.com/116061کپی شد!
90
۲
۱

  • رسول آدینه با اجازه من از نکاتی میگم که برام دلپذیر بود مصرع دوم اون تضادی که بین هزار نکته گفتن و خلاصه گفتن بود ..... اگر درست خاطر باشم جناب مهدی فرجی یه بیت دارن: ما دو تا رود موازی نرسیدیم به هم من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی... مفهوم مخالفی که شما استفاده کردی یعنی پیوستن دو رودخونه خیلی زیبا بود فقط ایکاش مصرعِ دوم خودش رو به زیبایی تصویر تلاقی این دو رود میرسوند میدونم منظور عظمت این تلاقی بوده در حدی که دیگه به دریا رسیدن یا نرسیدن موضوعیت پیدا نکنه👌 ....... ممنون
  • حامد تقی خواه سلام خوبی ، کار خوبب بود و از قبلی ها کمی بهتر، اما من باب قابلیت اجرا یکم دشواری داره انتخاب سبک مگر ملودی ذهنی ای بوده حتما و من درک نکردم ، //// من باب فنی بهم تنیده شدیم میتونست بشه بهم تنیده گردیدیم تا دچار دوگانگی نشی ، ///کلا بهتر بود در کلیت کار شباهت هایی که شاعر به معشوق خودش حس میکنه پررنگ تر و بولد تر بشه ، به یکی دو مورد با ربط و بی ربط محدود شد ///، کلا این بیت " که این دو عاشق دلبسته حکم دریا داشت" ایراد داره و یه برای کم داره ، مثلا میشد بشه : که این برای دو دلبسته حکم دریا داشت ،/