جنگل افرا...

جنگل افرا…

درختی که تنش هیزم شد و کنجِ اتاق خواب
کنارِ شعله یِ شومینه یِ بیدار ،خوابِش بُرد
میتونست ارّه ی دستی رو راحت بشکنه امّا_
واسه آسایشِ هیزم شکن ها رو زمین میخورد..
سرِ سبزی که ذهنِ پاک و شفّافش نفس بخشید
تنِش هم قسمتِ کم کردن از سوزِ زمستون شد
رفیقِ آسمون بود و همون جایی که زانو زد
صدای رعد و برق از آسمون پیچید و بارون شد…
درختا مزّه کردن باز، عزیز از دست دادن رو
دلِ رودخونه هایِ فصلی از گُم کردنِش خونِ
میگن گنجشکِ پیری دیده شد تو جنگلِ افرا
که میگفت: هرچی میگردم نمیتونم برم خونه…
هنوزم شاخ و برگِ هم قطارایِ تو این خاکش
شبا همراهِ آهِ باد ،مصیبت نامه میخونن
یکی باید بلد باشه زبون این درختا رو
بگه اونا که بخشنده ن با مرگم زنده میمونن…

https://www.academytaraneh.com/116060کپی شد!
211
۱۳
۲

  • vahidnouritaft سلام بر رسول خدا☃️ کنار شعله ی شومینه ی بیدار چقدرررر خوب بود👏👏🌹
  • سپيده رحمت خواه دورد فراوان... زيبا سروديد🌷
  • حامد تقی خواه اون زمان شاید متوجه نبودم چقدر بزرگواری میکنه و شاید نزدیک صد پیام رد و بدل شد و همه رو یا حوصله پاسخ میداد ، یسری حرفاش ک مربوط به شعر نبود و از اتفاقات سال ۵۷ بود اما در باره شعر مثلا میگفت تفاوت جایگاه شعر در ایران و انگستان بیشتر میگفت مثلا ترانه imagine از جان لنون رو مثال میزد و میگفت در ترانه های انگلیسی همواره سوسیقی بر شعر مقدمه اما در ترانه ایرانی شعر بر موسیقی مقدمه و حایگاه بالاتری داره و ترانه ایمیجین رو مقایسه میکرد با مثلا لالا لالا دیگه بسه گل لاله میگفت در اون ترانه جان لنون هر بیت یا جمله دقیقا به معنای ظاهری بیان شده اما مثلا در اشعار من همیشه یه معنای ساده هست و حتما یه معنای نهفته هم هست ک باید کشف بشه و بعضی مفاهیم شابد بعد سالها و بعد مرگم کشف بشه ، الان ک فکر میکنم میبینم چه نعمتی بوده و قدر نمیدونستم و بی اغراق ۸۰ درصد حرفاشو نمیفهمیدم و کمکم یچیزای محدودی ک یادمه میفهمم چی میگفته
  • عليرضا عباسي سلام برادر عزیز/ یه جورایی یاد ترانه ی درخت جنتی عطایی افتادم/ با جناب تقی خواه برای مصرع چهارم موافقم ( رو زمین میخورد..)و حیف که عادت ندارم از این حرفا بزنم وگرنه میگفتم لعنتی تو توی تصویرسازی خیلی خوبی/روزو روزگارت خوش...
    • رسول آدینه علیک سلام علیرضای خوب ممنونم از لطفت به موارد مثبت ومنفی همیشه نگاه کردی وگفتی ویاد گرفتیم ازت خوشحالم نظرت مثبت بود حالا یه لعنتیم نثارمون کردی:-) دست گلت درد نکنه
  • عباس مقدم کاش میشد بیشتر از یک لایک داد...کااااش
  • عباس مقدم بغضم گرفت..اونم با همون یکمرتبه خوندن..معمولا این اتفاق نمی افته ..لااقل خیلی وقته که با یبار خوندن و اصلا با خوندن یک گار بغضم نگرفته..هنرتو تحسین میکنم رسول جان
    • رسول آدینه اون بغض که خاستگاهش وجود زلال خودته عباس عزیز مگه نه من خیلی دیگه کار بزرگی کرده باشم شاید با این نوشته یه محرکی شدم....وجودت سلامت وقلمت پایدار همیشه
  • حامد تقی خواه سلام بیت دوم میتونست بشه به زمین میخورد ، البته رو زمین خوردنم میتونه درست باشه اما به زمین خوردن معمول تره ، بیت دوم میشه سر سبزش رو حس میکنم بخاطر اون شفافش کردی سبزی ، اما مشکلی نداشت که هردو * ِش * باشه اوی ی حالت نکره پیدا میکنه ک البته هردو صحیحه /// در کل من با توجه به سطح بالایی ک داری سعی میکنم موشکافانه تر برخورد کنم مگر هرقدر از خوبی این کار بگم کمه حس آمیزی ، تشخیص ، سیر روایی عالی ، ارتباط عمودی بی نظیر و تصاویری ملموس و دیدنی ، تو شاعر باهوشی هستی و همونطور ک پیش تر گفتم اتفاقاتی ک ممکنه اکثریت افراد ساده از کنارش بگذرن رو با نگاهی شاعرانه و دقیق میبینی ، زاویه نگاهت رو دوست دارم مرد
    • رسول آدینه علیک سلام حامد خان عزیز خدا رو شکر که مواردی و که میتونه کمک کنه آدم دایم بهتر بنویسه ذکر میکنی واین خیلی خوبه همه نکات و خوندم فقط در مورد سر سبزش و ذهن شفاف بیشتر مدنظرم این بود جنبه سبزی درخت و اکسیژن بخشی و اشاره کنم چون متاسفانه زیاد به بحث سکته و ملودی اصولی تسلط ندارم معمولا سعی میکنم حروفی که بظاهر تکرارین یا بلحاظ آوایی خوندن ومختل میکنن حذف کنم مثل همین (ش)تو سبز... مجدد تشکر میکنم واسه زمانی که گذاشتی سرت سلامت تنت سالم باشه
      • حامد تقی خواه هدف من بیشتر تلمیح به مثل زبان سرخ سر سبز بباد داد بود ، من باب اجرا دشواری لفظی رو اون که بعدش جذب میکنه و مشکلی نداره ، واج آرایی س و ش هم وجود داره ، در کل هردو صحیحه ، یبار تو فیس بوک با شهیار قنبری یه صحبتی داشتم و چنتا کار نشونش دادم و چه صبور و با حوصله وقت گذاشت و راهنمایی میکرد میگفت سعی کن همیشه شعرت لایه لایه باشه یه معنای سطحی قابل درک برای همه و یه لایه درونی برای مخاطب خاص
      • رسول آدینه به به چه نکته ی قشنگی گفتن توجه کردی نسل جدید غالبا دنبال مفاهیم نیستن؟ بیشتر دنبال جذابیت های لحن و ظاهر وشکل یه اثرن یه کار که توانایی هایپ وترند شدن داشته باشه مثلا رو به تو سجده میکنم...با اینقد این در ومحکم نبند... هایپ شدن دومی واضح تر بود... حالا یکی مثل استاد قنبری میگن لایه ی ثانویه کارت وتوجه کن واقعا جای شکی باقی نمیمونه مسیرِ غالب بیراهه ست...