حبس ابد

یک ترانه تقریبا جدید

واسه ی منی که حبس ابدم توی زندون بدون پنجره

“واسه ی منی که حبس ابدم

توی زندون بدون پنجره

 

 

 

غیر میله ها و دیوار سیاه

نبوده دور و برم یه منظره

 

 

 

تو بودی که گفتی می گیری برام

حکم آزادی از این اسارتو

 

 

 

گفتی نزدیکه رهاییمو فقط ،

همه چیز و بسپرم به دست تو

 

 

 

اما برگشتی و جای تبرئه

توی دستات حکم اعدام منه

 

 

 

اون همه دم زدی از رفاقتو

رو سفید کردی تو هر چی دشمنه

 

 

 

حالا جلاد منی و می بری

منو پای چوبه ی بلند دار

 

 

 

واسه ی بریدن این نفسا

نداری یه لحظه آروم و قرار

 

 

 

آدما حلقه زدن دور و برم

غرق لذت از تماشای جنون

 

 

 

تا ببینن چه جوری جون می کنه

یه نفر بین زمین و آسمون

 

 

 

دیگه هیچ فرقی نداره بودنم

زیر پامو دوست داری بزن ، نزن

 

 

 

دیگه واژه های مرگ و زندگی

هیچ کدوم فرقی ندارن واسه من

 

 

 

گفتی حرف آخرت رو هم بزن

من فقط یه [آرزو]دارم و بس

 

 

 

تو رو آروم نذاره حتی یه دم

یاد من موقع آخرین نفس”

 

https://www.academytaraneh.com/115979کپی شد!
94
۲

  • gelauol2005 درود سرکار خانوم بیرانوند ، این کار هم مانند بقیه اشعارت برای من دلچسب بود و لذت بردم ، بارها گفتم و دوباره میگم که احساس میکنم شما ذاتا قدرت سرایش را در وجودت داری و اینو میشه از لابه لای واژه ها و احساسی که در اشعار هست به راحتی حس کرد ، و همین مورد کافیه تا همچنان ادامه بدی و با خلق آثار کامل تر ماندگار بشی ، تابنده بمانی و برقرار
  • حامد تقی خواه حتما متوجه شدی ک حضور دوستان پای کارهات کم شده و این طبیعتا از حضور نداشتن خودت تو اکادمیه اگر دوست داری و برات اهمیت داره این راه حضورت رو مستدام کن .