کیف من بوی سیب میگیره....

کیف من بوی سیب میگیره….

من دلم تنگِ اولِ صبح و،چرتِ آرومِ تو صفِ آخر
من دلم خیلی تنگِ تنبیهِ،با یه پا موندنِ،دمِ دفتر…..
من دلم تنگِ زنگ نقاشی،روزایِ قبلِ زنگ ورزش هاست
من دلم تنگِ تورنُسُل بازی،با معلّم، تو آزمایشگاست
من دلم تنگِ حتی تنگِ اون،دردِ خودکارِ لایِ انگشتام
من دلم تنگ جنگ و دعواهاست،عاشقِ خوردن از همون مُشتام……
خیلی دلتنگِ زنگ املامو،زیرِ چشمی یه حرف و دزدیدن
حتی دلتنگِ بچه هایی که،با یه کیفِ جدید پُز میدن….
عاشق دفترای انشامم،بعضیاشون و تا الان دارم
(تویِ موضوعِ علم یا ثروت_بینشون دیگه یا نمیزارم….)
من دلمِ تنگِ دفترِ نو با،بویِ کاهِ که بهترین بوهاست
تنگِ خودکارِ هفت رنگ و بعد…وصله ی گردِ روی زانوهاست….
تو خودم رفتم و دلم میخاد؛خاطراتم بیان تویِ خوابم
جامدادی،تراش،خودکارم ،حتی لیوانِ تاشویِ آبم…..
دو سه شب پیش خواب دیدم که،تویِ دفتر،گوشه یِ دیوارم
برگه یِ انضباطِ من پُر بود،غیبتِ نا موجّهم دارم
خواب دیدم یه بچه با سرعت،از رو دیوار داره در میره
خواب دیدم به خونه برگشتم،کیف من بوی سیب میگیره….

https://www.academytaraneh.com/115934کپی شد!
127
۱۰

  • Takderakht666 علم بهتر است... با ثروت روون بود. با موضوع جالب. 🙏
  • gelauol2005 درود جناب آدینه ، در کل حس ملموسی در این کار جاری بود و به دلم نشست ، و یاد ایام گذشته را در من زنده کرد ، پاینده و پیروز باشید ‌‌‌...
  • حامد تقی خواه سلام کار خوبی بود اما اون چرت اروم رو میشد ترکیب بهتری براش ساخت، در کل کار خوبی بود اما منم بحرف دوستان اعتقاد دارم ک یه ترجیع بعد لازم داشت و میشد یه ترجیع بند با وزن متفاوت بیاری تا بشه یه پاگرد برای رفتن به طبقه (ابیات) بعد . یا مثلا میشد اون درد انگشت رو در ادامه پای دفتر موندن اورد، ///
    • رسول آدینه علیک سلام حامد عزیز کاملا مواقم و این اشکال در نداشتن ترجیع و اطاله کلام صد در صد وارده همونطور که گفتن دوستان شلوغ کاری شد ان شالله رفع و رجوع میکنم تو آینده بشرط حیات فدات برادر🌹
  • عليرضا عباسي سلام برادر /من فکر میکردم خودم خیلی قدمت دارم اما با این ترانه مشخص شد شما هم کم سن و سال نیستی/طبق معمول کار خوبی بود /نمیزارم/ نمیذارم/دفتر کاهی بوی خوشی داره اما نه بوی کاه(دفترِ نو با،بویِ کاهِ که بهترین بوهاست)به قول عباس مقدم عزیزیه مقدار اطناب به کارت دادی که میتونستی با ترجیع بند هم ترانه ت منسجم تر میشد وهم زحمتت کمتر مثل یه سری از کارهای شهیار قنبری سخن کوتاه بهترین هارو برات آرزو دارم.
    • رسول آدینه سلام داداش آقا من و شما فقط یکم از دایناسورا کوچیک تریم ظاهرا😁 این طولانی شدن و اذیت کننده بودن و قبول دارم غلط املایی هم گرفتی که فراستی طور بود ولی جدا ممنون استفاده کردم فقط اینکه دفتر کاهی من سالهاست فکر میکنم چون از کاه ساخته شده اون بو رو میده😐
  • عباس مقدم درود رسول عزیز.مثل همیشه کار زیبایی رو ازت خوندم و یاد قدیم رو در دلم زنده کردی اما بنظرم یک کم شلوغ نوشتی ..انگار خواستی تمام المانها و یادگارهای اون زمان رو در ترانت بگنجانی و چیزی از قلم نیفته ولی میتونستی با انتخاب چن تا از مهمترینش مثل خودکار هفت رنگ و لیوان تاشو و درد لای انگشتا کار رو زیباتر جمع کنی و همون حس رو هم به منه مخاطب ارایه بدی..البته این صرفا نظرمن بود برادر.و در پایان..تو به زیبا نویسی در اکادمی جا افتادی.زیاد نویسی و بلند نویسی رو بذار مختص ما بمونه البته مزاح بود.سبز بمانی رفیق
    • رسول آدینه ممنونم عباس عزیز بله قبول دارم شلوغ نویسی شده تازه خیلی اِلمان ها رو پاک کردم دوره تحصیل ما یجوری بوده که اگه با همه جزییاتش نوشته بشه آدم حس میکنه نسل قبل تو ایران آدمخوار بودن😁 خط آخرت فقط😂👌