بازار

بازار

وقتی مرگ شعری را ناتمام میگذارد چرا من تمامش کنم ؟

 

با ساک قرمزم

هر صبح گاه و شام

بازار میروم

کابوس و حسرت و

دلشوره و کمی

سیگار میخرم

یک نان کهنه و

قدری پنیر زرد

در خانه دارم و

آن هم زیادی است

انگار از سرم

پس بغض و ناله ای

کشدار میخرم

آیینه ام شکست

من خود شکستمش

آیینه ای پر از

زنگار میخرم

در خانه ام کسی

در انتظار نیست …

ای وای سینه ام

آتش گرفته است

من یک جنازه در

بازار میخرم

 

 

برای بهتر خوانده شدن منقطع اش کردم شما به پیوستگی خودتون ببخشید . 🤗

 

https://www.academytaraneh.com/115664کپی شد!
251
۷
۴

  • سپيده رحمت خواه سلام و احترام... زيبا سروديد...قلمتون مانا🌸
  • رسول آدینه عرضی نیست جز تشکر لذت فراوان بردیم هرچند مضمون تلخ بود.قلمتون ماندگار
    • حامد تقی خواه خوشحالم ک نظرت رو جلب کرد . داغه داغه ،،،،یه رمان/ترانه دارم کار میکنم این با حال و هوای اونه و شاید تو اون استفاده بشه شایدم نه ، طرح خوبی براش دارم ولی چون تجربه اولین رمانمه یکم دشواری خوردم ک امیدوارم از پسش بر بیام،
  • آزاده ربانی دوستان عزیزوکاربران گرامی یک نکته قابل ذکر اینکه لطف بفرمایید اگر در کامنت هاتون پای ترانه ی دوستانی ابراز نظر و لایک میکنید منظورم اینه که مثل الان که در کامنت بنده نسبت به این اثر کلمه ی لایک رو تایپ کردم حتما در نظر داشته باشید که آیکون قلب مربوط به لایک رو هم کلیک کنید که بدین ترتیب اثر مورد نظر از جهت شمارگان هم ثبت بشه که در آمار محبوبترین آثار محسوب بشه .گاهی مشاهده کردم که دوستان لایک رو تایپ میکنند ولی آیکون مربوطه رو کلیک نمیکنند و اثری که زیرش دهها لایک ثبت شده چون آیکون رو کلیک نکردند در شمار محبوبترین آثار قرار نگرفته . از همین ص استفاده و در حقیقت به نوعی سواستفاده کردم که دوستانی که میخواهند لایک کنند از همینجا شروع واقدام کنند به کلیک آیکون قلب که لایک ها برای صاحب اثر منظور بشه .سپاسگزارم
  • آزاده ربانی درودبرشما بسیار عالی . لایک