بامن بمان

بامن بمان

با من بمان که ورد زبانم با تو بودن است

تصویر شاعر

 

با من بمان که وِردِ زبان با تو بودن است

آری، مرادم از دو جهان با تو بودن است

تقدیرِ ما اگر چه به دوری نوشته شد

با اشک و داغ و درد و صبوری نوشته شد

شاید طلسم تلخ جدایی توان شکست

پیوند اشک و حسرت و دوری ز هم گسست

شاید اگر بمانی و دِل دِل کنی کَمی

بر برگِ خشکِ شَک بزند اشکِ شبنمی

شاید دعای هر شب و روزم اثر کند

شاید نهال عشق به باغم ثمر کند

شاید تو باشی و من و شبهای عاشقی

من از تو مست و خانه ز گلهای رازقی

دریای بی کرانه دردم، بمان، نرو

بر راه تو نشسته چو گردم، بمان، نرو

من شعله‌ی فِسرده‌ی سردم، بمان، نرو

ای من فدای چشم تو گردم، بمان، نرو

از هرم چشم تو یخ غم آب می شود

دریا دچار چالش مرداب می شود

از بوسه‌ات زمین و زمان خواب می شود

انگور نو رسیده می ناب می شود

باد از شمیم عطر تو بی تاب می شود

حتی هوا بدون تو کمیاب می شود

دریای بی کرانه دردم، بمان، نرو

بر راه تو نشسته چو گردم، بمان، نرو

من شعله‌ی فِسرده‌ی سردم، بمان، نرو  

ای من فدای چشم تو گردم، بمان، نرو

# آرزوبیرانوند

https://www.academytaraneh.com/115435کپی شد!
171
۳
۲