خالی بند (طنز۳)

(  خالی بند )

 

قصه ی روزگار و آدمها
قصه ی اژدها و (دُن کیشوته)
یکی سنگا رو میتراشه یکی
فکر و ذکرش دعا به جون بُته

 

زندگی مثل صفحه ی شطرنج
چن تا سرباز،شاه و فیل و وزیر
یا بلد باش و خوب بازی کن
یا که هرری…برو یه گوشه بمیر!

 

آرزوهای پوچ و تو خالی
حاصلش نیست ،جز یه عالمه درد
مثه فرعون که تو دلش میگفت:
کاشکی موسی عصاشو گم میکرد

 

یه زمونی دلم به دنیا خوش
ساده و مهربون و خوش باور
فکر هر چی بگی رو میکردم
جز همین عشقِ بی پدرمادر!

 

تو کی بودی و از کجا اومدی
که یهویی دلم اسیرت شد
هی میگفتم بمون و اما تو
عشوه می اومدی که:….دیرت شد!

 

منم اون لنگه کفش کهنه ای که
تو بیابون برات یه نعمت بود
آخرش رفتی و ولم کردی
آره..حتما جدایی قسمت بود!

 

نرو از پیش من نرو صبر کن
عاشقت خون هنوز توو رگ داره
با همون یک نگاه لرزوندیم
به گمونم چشاات سگ داره

 

منو تو راهمون جداس وبه هم
میرسیم تو تقاطعی هم عرض
اما نقش تو نقش جلاده
نقش من نقشِ( مفسد فی الارض)!

 

گفته بودی نوشته هاتو باید
توی بازار غم حراجش کرد
شعرو از من بگیری میفهمی
مرد و هم میشه (کورتاژش) کرد!

 

بی تو دنیا عذابه و با تو
عمر نوحم برام کمه (بانو)
داشتنت مثل دانشه اتمه
که یه حقه مسلمه (بانو )

 

ببین از لحظه ای که رفتی دل
مثه سوراخ لایه ی اوزونه
منو امشب به عشق مهمون کن
به نگاهی که مرده زنده کنه!

 

تو مثه ماه آسمون زیبا
مثه خورشید گرم و بی مانند
سر تری از فرشته های خدا
اما من چی؟یه مرد (خالی بند)

 

قول مردونه میدم اینبارو
که نپیچم به دست وپات برگرد
دارم آتیش میگیرم این شبها
تو رو جون مامان بابات برگرد!

 

قصه ی روزگار و آدمها
قصه ی گرگ و بچه خرگوشه
توش سرِ سگ بجوشه دیگی که
واسه ما لحظه ای نمیجوشه!!

 

( عباس مقدم )

https://www.academytaraneh.com/114811کپی شد!
288
۱۴
۳
۴

  • امین بهاری زاده سلام عباس عزیز، اجتماعی، عاشقانه شد، بنظرم نمیشه بهش طنز گفت، چون بار طنزش کمه
    • عباس مقدم به به،سلامی بر تو ای یار قدیمی....مشتاق دیدار امین عزیزم،بله کار ترکیبی از عاشقانه و اجتماعی همراه با رگه های مشهودی از طنز بود،خوشحالم کردی با حضورت امین جان،سبز بمانی
  • ali.amirazodi سلام و ادب استاد مقدم عزیز . حقیقتا سرودن ترانه با مضمون اجتماعی و طنز کار سختیه ؛ من از این بابت بهتون تبریک میگم ، به نظرم از این ترانه نمیشه ایراد خاصی گرفت ؛ یه جاهایی آدمو به فکر فرو میبره ، یه جاهایی با یه غافلگیری باعث لبخند میشه ! تعابیر و توصیفات جالبی هم به کار بردین ! در مجموع کار قشنگی بود ؛ سلامت و پیروز باشید ...
    • عباس مقدم درود علی عزیز با نظرت موافقم معمولا ترانه های اجتماعی تلخ هستند و اینکه بخوای اونو بصورت طنز نشون بدی لااقل براخود من یخت بود،در کل بالت حضور همیشگی و نظرات پر مهرت ممنونم دوست من،سبز بمانی
  • OMID3248 دورد عباس جان، کلا شادش کردی دیگه، آقا مرحبا به این ذوق و سلیقه
  • AdeleMahalati سلام اقای مقدم بزرگوار این کارتون میشد دوتا ترانه جدا بشه قسمت اجتماعی کارتون رو خیلی دوست داشتم.موفق باشید
  • zahra95 سلام استاد مقدم گرامی،یک کار اجتماعی با درون مایه ی طنز و بسیار عالی ازتون خوندم،کلا توی اکادمی ترانه های در غالب طنز یا نبوده و یا بشدت کمه،ممنون که با گذاشتن این اثار زیبا دوستان رو ترغیب میکنین در این زمینه هم تلاش کنند،حضورتون غنیمتیه برای اینروزهای دلگیر ،موفق باشید،لایک
    • عباس مقدم درود زهرای عزیز،بله در این کار راوی با نگاهی طنز به اجتماع پیرامونش آغاز میکنه و سپس با همون دید طنازانه به خودش و معشوق میپردازه،باهات موافقم که جای آثار طنز بشدت کمه وامیدوارم دوستان دیگه هم گاهی در این زمینه بنویسند،سبز بمانی دوست همیشه خوب من
  • عليرضا عباسي سلام عباس عزیز/ خوبه که انقدر پر کاری/اول از همه نقش طنز نسبت به کارهای قبل تو این کار کمرنگه / دوم دوازده مصرع اول تم کار بیشتر به کارهای اجتماعی میخوره و از مصرع سیزدهم موضوع تغییر میکنه و عاشقانه میشه / برات بهترین هارو آرزو دارم.
    • عباس مقدم درود علیرضای عزیز،سپاس از همراهیت دوست من،بنظر خودم کارهای قبلی طنز موضوعی و موقعیت بود و اینکار طنز اجتماعی،در مضامین صرف اجتماعی نگاه خیلی جدی گرایانه دیده میشه،اما مثلا در بند دوم در تشبیه زندگی به شطرنج شاعر میگه اگه بلد نیستی هرری برو بمیر یا در بند سوم در مورد آرزوهای پوچ شاعر اونو پیوند میزنه به بلایی که عصای موسی به سر فرعون در اورده و از طرف فرعون میگه کاش موسی عصاشو گم میکرد!،در ادامه هم تشابیهی مثل لنگ کفش کهنه،،عشقِ بی پدرمادر،چشای سگ دار،و...ربط معشوقه با دانش اتم و حق مسلم داشتنش فکر میکنم طنز لازم رو برای خواننده ایجاد کرده باشه،،سپاس از حضور و نظرات خوبت رفیق،سبزبمانی
      • عليرضا عباسي عباس عزیز بازهم معتقدم که این ترانه از بیت ششم به بعد مضمونش تغییر کرده و باید بازنگری شه .
    • عباس مقدم به نظرت احترام میذارم علیرضای عزیز.و باز هم سپاس