مشق دادگاه

مشق دادگاه

رو شونه ام انبارِ مکافاته

دغدغه ی دوستام شکلاته

 

دنیاگذاشته پاشو رو گلوم

از دو طرف میکوبه به پهلوم

 

تو بلبشویِ راهرویِ دادگاه

مشق مینویسم واسه ی فردا

 

راست و چپم کوتاه بیا نیستن

اونایی که فکر میکنن بیستن

 

هر روزم انگار تویِ یه جنگم

این میگه من ،اون میگه من،مَنگم

 

من خوبمو، بد کردیُ ،بدی

کی بود بهش یاد داد بگه دَدی

 

کوتاه نمیاد یکی واسه ما

چند سالمه که میکشم هی اه

 

زور نزنید با یکیتون بیام

بابابزرگِ پیرمو میخوام

 

این جنگو پایانش بدید برید

خوشحالم از اینکه مسافرید

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/114810کپی شد!
180
۸