حسود

شنیدن که دنبال چشمات منم

یه چند وقتی هی حرفتو میزنم

من از حافظه بردم هر چی غمه

دلم طرح چشماتو قاب میزنه

حسودای دور و برم گوش به زنگ

به ظاهر رفیق و به باطن به جنگ

شنیدن که اسمت شده ورد لب

یه عده بستن به من عیب و ننگ

من و بردن از فکر تو زیر خط

نوار مغزیت پر شد دروغ خط به خط

من و پیش تو ساختن آدم بده

من از تهمت ها خیلی حالم بده

من و بستن از راه تو بیدلیل

به چشمم شدن مشتی خارو ذلیل

من از نا خوشی پرم از اضطراب

بیا از حسودا بکن اجتناب

که هر چی نفس باقی دارم بگیر

ولی لحظه ای از حسود دم نگیر

از این نویسنده بیشتر بخوانید: