تبعیض

“تبعیض”

یه جا افتاده از عشقم
یه عمر دیوونگی کردم
گمونم بیشتر از سنم
توو دنیا زندگی کردم

با یه لحظه نگاه تو
یه عمره از تو لبریزم
میون تو و هر عشقی
هنوزم عشقه تبعیضم

من اقیانوس آرامم که باشم
کناره تو فقط آروم میشم
به بودن با تو محکومم چه خوبه
که از دوری تو محروم میشم

من از وقتی تو رو توو خواب دیدم
دیگه خوابیدن و توو خواب دیدم
توو بیداری همش رویاتو دیدم
بخاطره تو از دنیا بریدم

با موهات اشتراک داریم
پریشونیم ، گرفتاریم
تفاهم بیشتر از اینکه
به شونه احتیاج داریم ؟

میدونی دوری از چشمات
واسه من غیر ممکن شد؟!
تمومه شهر خبر دارن
ازین عشقی که مزمن شد

#محمد_قربانپور

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

78
۳