ترانه

مسافر غریب

مثل بارونى که به شیشه زده

اشکامو از گونه هام پاک میکنم

میون خاطره هاى رنگارنگ

عکساى قدیمى رو خاک میکنم


میدونم کسى که رفته نمیاد

تو رو تو گذشته ها یاد میکنم

حال امروزم مثل دیوونه هاس

هى دارم اسمتو فریاد میکنم


توهستى یک مسافر یه غریب

که از کنار من رد شدو رفت

اومدو مسیرشو تغییر داد

یهو با منِ خوب بد شدو رفت


دیوارا آوار شدن روى سرم

غصه ها کمین کردن پشت درم

چرا از حجم غمام کم نمیشه

انگارى هنوزم من منتظرم


بیایو منو تو از راه ببرى

به دلم شکوفه و نوید بدى

دستمو محکم بگیرى بشکفم

میخوام تو هنوز بهم امید بدى


امید روزاى بهتر که تو اون

منوتو تنهاى تنها نباشیم

سرنوشتمون با هم یکى بشه

جمع بشیم منهاى منها نباشیم


توهستى یک مسافر یه غریب

که از کنار من رد شدو رفت

اومدو مسیرشو تغییر داد

یهو با منِ خوب بد شدو رفت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

97
۸