گذرگاه

گذرگاه

کسی جز من چه میدونه که تنهایی چقدر سخته همینم واسه من بسه بدونم شاد و خوشبخته کسی با هیچکسی مثله منی که عمریه اینم نه میسازه نه میسوزه نه میدونه که غمگینم شبیهه یه گذرگاهم که حتی با خودم سردم به چی دلخوش کنم تا این مسیره دردو برگردم دقیقا مثل این کوچه دارم له میشم از رفتن یه وقتایی دلم میخواد یه عاشق رد بشه از من بهش حق میدم اینجوری منو این گوشه پرتم کرد بدون رحم و دلسوزی وجودم رو پر از غم کرد شاید کم بودمو میخواست یکم بیشتر از این باشه شاید تقصیر هیچکی نیست مقصر آرزوهاشه شبیهه یه گذرگاهم که حتی با خودم سردم به چی دلخوش کنم تا این مسیره دردو برگردم دقیقا مثل این کوچه دارم له میشم از رفتن یه وقتایی دلم میخواد یه عاشق رد بشه از من

کسی جز من چه میدونه

که تنهایی چقدر سخته

همینم واسه من بسه

بدونم شاد و خوشبخته

 

کسی با هیچکسی مثله

منی که عمریه اینم

نه میسازه نه میسوزه

نه میدونه که غمگینم

 

شبیهه یه گذرگاهم

که حتی با خودم سردم

به چی دلخوش کنم تا این

مسیره دردو برگردم

 

دقیقا مثل این کوچه

دارم له میشم از رفتن

یه وقتایی دلم میخواد

یه عاشق رد بشه از من

 

بهش حق میدم اینجوری

منو این گوشه پرتم کرد

بدون رحم و دلسوزی

وجودم رو پر از غم کرد

 

شاید کم بودمو میخواست

یکم بیشتر از این باشه

شاید تقصیر هیچکی نیست

مقصر آرزوهاشه

 

شبیهه یه گذرگاهم

که حتی با خودم سردم

به چی دلخوش کنم تا این

مسیره دردو برگردم

 

دقیقا مثل این کوچه

دارم له میشم از رفتن

یه وقتایی دلم میخواد

یه عاشق رد بشه از من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

115
۴
۱