تا خدا

.تا خدا…
تو با عشق من تا خدا پر کشیدی
تو با اینکه دوری به اینجا رسیدی
تو از خود عشق به گونم چکیدی
از این مرد تنها بگو تو چی دیدی؟…
که اینجوری دنیات…پره از وجودم…
که اینجوری چشمات…تره از نبودم…
برای تو قلبم که نور شباته
برای من قلبت امید نجاته
نشستم ببینم…کجای جهانی…
میون سجودم…تونبض زمانی…
دعای شبونه…هوای زیارت…
به پابوس مهرت شبونه یه هجرت
رسیدم به تو که…شبیه طلوعی…
تو رنگ خدایی…همیشه شروعی…
تو طرح یه گنبد رو سجاده ی من
تو اوج نیازی.تو شوق رسیدن
تو قد یه بوسه(احساس) واسه دل سپردن
برای همین عشق به اسونی مردن
دوباره از نو…کنار تو بودن…
دوباره از نو… کنار تو مردن…
.      دوباره تولد…
.      کنار تو بودن…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: