ترانه

تماشاچی

باید چی رو از دست بدم لعنتی؟
که راحت بتونم فراموش کنم
مثِ هر طرفداری توی شبام
به اهنگ تازه َت فقط گوش کنم

چقد خالیه جای دستای تو
توو این دستای بی‌حسِ لعنتی
که از حال میرم شبا جای تو
توو آغوشِ این اِم اِسِ لعنتی…!

خیال میکنی حال و روزم خوبه؟
بیا حال و روزو توو قرصام ببین
که چند سال بهم چی گذشته فقط
زنی رو که حتی نمیخوام ببین

میخواستم تموم شه همه چی واسم
تا مثل دوتا دوست عادی باشیم
تو هیچوقت نمیتونی عادی بشی
نخواستم واسه هم زیادی باشیم

نخواستم غرورم جلوت خورد شه
که لرزیدن دستامم سوژه شن
به تحقیرم انقدر ادامه نده
بگو که تماشاچی هامون برن

“چقد خالیه جای دستای تو
توو این دستای بی‌حسِ لعنتی
که از حال میرم شبا جای تو
توو آغوشِ این اِم اِسِ لعنتی…!”

128
۱

درباره‌ی زهرا شادباش

زهرا شادباش هستم متولد ۹دی ۷۵، ترانه می نویسم و آموزگار پایه سوم ابتدایی هستم، دوساله ترانه می نویسم و ترانه رو ملودی هم کار می کنم ، آثارم در چند مجموعه کتاب به چاپ رسیده و ۳ کار در حال پخش دارم.