زخم

زخم

 

اون شب واسم پایان رویا بود
واسه منی که از تو بت ساختم
دستای امنت که خیانت کرد
دکمه‌به‌دکمه بازیو باختم

 

آینده رو می‌شد تصور کرد
از سردیِ چشمای بی‌تابت
از لنز دوربینی که پیدا بود
پشت گلای تو اتاق خوابت

 

دست می‌کشیدی روی اندامم
خط می‌کشیدم روی باورهام
نزدیک‌تر می‌شد نفس‌هات و
هی دورتر می‌شد ازت دنیام

 

سخته بفهمی مرد رویاهات
تنها توی فکر تنت بوده
اون که پناه آوردی به دستاش
خودش یه عمری دشمنت بوده

 

مردن نباید که همیشه سخت
مثل سقوط از ارتفا(ع) باشه
گاهی می‌تونه تنها با یک زخم
مثل خیانت بی‌صدا باشه

 

کاشکی بهم می‌گفت دردش رو
شاید که این پایان عوض می‌شد
چاقو رو از رو میز برداشتم
باید که این پایان عوض می‌شد

 

#معصومه_قریشی

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

137
۳
۱

  • سلام خانم قریشی واقعا این نمیتونه سلیقه باشه ,سلیقه تا زمانی که ما رو ترویج به خشونت, بی رحمی,قضاوت ,و خشم نامحدود بکنه ,دیگه سلیقه نیست بلکه یه اشتباه ست که باید تصیح بشه,با عرض پوزش من کار و دوست نداشتم .چون اساسا کانسپت ترانه نامشخص و سرگردونه,البته همه اینا نظریه بنده ست .عشق از نظر من بی ربط به روابط جنسی و جدا از آن نیست بلکه در جهت تکامل آن نیز هست.اما انگار تو ترانه شما از این کار به عنوان وسیله ایی جهت آسیب به طرف مقابل استفاده شده ولی چرا لنز دوربین ؟ اون هم تو این قرن ؟سالهای خیلی دور با دوربین هندی کم فیلم میگرفتن,ولی الان دنیا حتی تو کشور ما هم خیلی عوض شده ,اصلا لازم به جاسازی دوربین لای گلا نیست// و بند آخر که کاش به من میگفت دردش رو ؟ شاید پایان عوض میشد ؟ یعنی چی ؟دردش بیماری هست کاملا مشخصه,و چی رو عوض میکرد ؟یعنی معشوق با چاقو بهش حمله نمیکرد. براتون آرزوی موفقیت میکنم و در این روزهای پر از خشم این مردم , امیدوارم که ترانه هاتون کمک کنه تا مردم خوشون رو پیدا کنند ...
  • سلام خانوم قریشی عزیز /// لایک / کار رو دوست داشتم اما پایانش رو نه که این سلیقه ست و سلیقه ای نظر دادن رو خودمم نمیپسندم // به هر حال من شاید کار رو جور دیگه ای به پایان میبردم ///امیدوارم هیچ موقع اجبار آدم رو به سمت خشونت نکشونه نه در خیال و نه واقعیت ///شاد وپیروز باشید.