قصه من

قصه من

خاکستر لبخند من جا مونده توی کوچمون کوچه ای که حالا پر از تنهاییو خشم خزونه

خاکستر لبخند من
جا مونده توی کوچمون
کوچه ای که حالا پر از
تنهاییو خشم خزونه

من وارث مصیبتم
وقتی تمومم قصه آتشفشونه

من یک جهان فریادمو
یک نعره از مرداب غم
وقتی تو موسیقی مرگ
دنیا پر از زخم زبونه

تقویممون سیاه تر از
حادثه اعدام عشق
هم واژه سقوطمو
باید تنم زخمی بمونه

میخام دوباره پر کنم
دنیامو از دریا شدن
شکسته بالمو نگام
یه عمریه به آسمونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

48