گمنام

گمنام

 

رو تخت خوابی که شده سنگر

خواب شهادتم رو می بینم

از وقتی رفتی بعد تو مثل

سربازِ گیر افتاده رو مینم

از وقتی رفتی بی تو هم سنگر

من با خودم هر لحظه تو جنگم

دلتنگی یعنی بی تو تنهایی

تنهایی یعنی بی تو دلتنگم

همرزم این روزای بی احساس

دنیاتو برگردون به این خونه

تنهام نذار که بعد تو دیگه

مفقود میشم بی تو دیوونه

سرباز زیباروی ِ آدم کش

مرز تنت دنیای من بوده

واسه منی که بی وطن بودم

آغوش تو مثل وطن بوده

اسلحه ی چشماتو دوس دارم

وقتی منم اونی که می میره

شلیک کن با یه نگاه ِ سرد

تو جنگ پای هر دومون گیره

پلکام دارن منفجر میشن

چند روزیه اصلا نخوابیدن

زخمی شدن چشمام  بعد از تو

از بس که با بیخوابی جنگیدن

سهم من از تو قاب عکساته

سهم تو از من استخونامه

چیزی که از تو واسه من مونده

یه زخمه که همیشه همرامه

با رفتنت، هم سنگر ِ تنها!

این قصه رو پیچیده تر کردی

من بعد تو گمنام می مونم

گمنام؛ یعنی برنمی گردی

مجید قیطانی

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درودها، بسی لذت بردم، قلمتون سبز، عالی بود 👌👌👌🌹🌹🌹
  • سلام. خیلی لذت بردم از خوندن ترانه تون... جذاب بود. احسنت برشما👌
  • موضوعاتی که یک ترانه نویس برای خلق اثارش با اون روبروست تقریبا محدود هستند مثل: عشق، نفرت، ناامیدی و .... هنر یک ترانه نویس زمانی مشهود هست که از نگاه دیگه ای موضوع و ببینه و یا کلمات ناب و جدیدی رو در سایه ی تشبیهات به کار ببره که در غیر اینصورت وارد کلیشه و مصرع ها و قافیه های تکراری میشه(در صورتی که مسلط به هنر ترانه نویسی باشه و مشکلی با ساختار کلی نداشته باشه). کار شما زیبا بود و زیبا.قلمتون رو دوست دارم. موفق باشید و لایک.
  • درود بر مجید عزیز فکر میکنم اولین ترانه ای بود که ازت میخوندم و با این پیش فرض اومدم که حتما یه تازه کار و مبتدی هستی اما کاملا سورپرایز شدم و از خوندن کارت لذت بردم خوشحالم که هنوز هم استعدادهای خوبی توی آکادمی در حال شکل گرفتن هستند برات بهترینها رو ارزو میکنم سبز بمانی ولایک