ترانه «باور»

باور

«باور»

غرورم زیر پاهاته ببین با من چیکار کردی
برو دست از سرم بردار، نمی خوام دیگه برگردی
منو با خنده هات کشتی، به بادم دادی با حرفات
چقدر تنها شدم از وقتی که افتادم از چشمات
آره دیوونگی کردم که راحت باورت کردم
دارم دنبال عطر تو، توی شومینه می گردم
لباساتو می سوزونم، تموم عکساتو امّا
یادت باشه که کوچیکه دل من و دل دنیا
خیال من پریشونه، واسه ام تنها بودن سخته
خیال تو ولی از بابت تنهائیام تخته
می بینی نیستی و این مرد، سرگردون و دلتنگه
داره با خاطرات تلخ و شیرینِ تو می جنگه
بهار من تو بودی تو، ببین پاییز تو راهه
کسی که دوستش داشتی، پر از بغضه، پر از آهه
به غیر غم کسی از اون سراغی هم نمی گیره
داره می میره از غصه ولی بازم نمی میره
خداحافظ بهارِ من، امیدِ من، قرارِ من
ببین بی صورت ماهت، سیاهه روزگار من

آزاده سالمی

142
۳