بساط عشق

صدای در میاد شاید
عزیزم زیر بارونه
خودش میدونه که کوچه
چه شبهاس که چراغونه

بیا عشقم بیا ، مادر
واسه تو هفت سین چیده
شنیدم زیر لب میگن
بازم انگار خواب دیده

ببین مادر یه دنیا رو
واست خونه تکونی کرد
همونی که دلت می خواست
با لبخندت نشونی کرد

تو قول دادی که برگردی
قرار ما سرِ جاشه
باید امشب تو این خونه
بساط عشق برپاشه…

نمیدونم که چند ساله
نگاهِ خونه دلتنگه
هنوزم هفت سین پهنه
هنوزم عشق می جنگه

چشای پیر و خشکیده
گوشاش هر لحظه به زنگه
دلش هر لحظه میلرزه
ولی دنیا دلش سنگه

تو رفتی و واسه مادر
چشات تصویر دنیاشه
قیامت میکنه یادت
هوات هرم نفسهاشه

بهمن نوروزی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: