غرورِتو

غرورِتو

شاید دیر بشه باز یه روز میرسی
می بینی هنوز عاشقِ خندَتَم
خدا بودی توو سرزمین دلم
شِکستیم ولی من هنوز بندَتَم

هنوز قلبِ من واسه تو میتپه
هنوزم تبِ عشقِ تو با منه
هنوز این تویی که دلو میشکنه
غرورِ تو کوهم زمین میزنه

نمیخوام تو چشمای تو خیره شم
می‌ترسم که بازم شکستم بدی
می‌دونم که راحت ازت برمیاد
تو یک لحظه کار دستم بدی

با هر پلکِت از هم بپاش این دلو
که آرامشت عاصی کرده منو
ببین بعدِ چن سال دوری یهو
خیالت چه احساسی کرده منو

نمیخوام توو چشمای تو خیره شم
می‌ترسم که بازم شکستم بدی
می‌دونم که راحت ازت برمیاد
تو یک لحظه کار دستم بدی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

150
۳
۴

درباره‌ی زهرا شادباش

زهرا شادباش هستم متولد ۹دی ۷۵، ترانه می نویسم و آموزگار پایه سوم ابتدایی هستم، دوساله ترانه می نویسم و ترانه رو ملودی هم کار می کنم ، آثارم در چند مجموعه کتاب به چاپ رسیده و ۳ کار در حال پخش دارم.