برو از خیال من

تویی که رویا شدی تو زندگیم

خواهشا تو خواب من پرسه نزن

بذار آروم برو از خیال من

ریشه ی عشقتو از دلم بکن

وقتی پس میزدی عشقمو ، شکست

قلب آشنای چشمای بهار

برو پشت سرتم نگاه نکن

منو با زمستونم تنها بذار

می خوام عادت بکنم به خلوتم

خلوتی که یاد تو توش نباشه

تن به تنهایی میدم تا که تنم

تو دلش حسرت آغوش نباشه

دیگه عمر انتظار سراومده

این دل شکسته دنبال تو نیست

من این آزادی رو فریاد میزنم

که دیگه احساس من مال تو نیست

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

129
۲
۱