حس تنهاییم

حس تنهاییم

فقط این حس تنهاییم، داره دیونه می‌سازه از اون مردی که دنیاشو به چشمای تو می‌بازه

نه اونقدر عاشقت هستم که بی تو زندگی بد شه

نه اونقدر بی تو خوشحالم که این روزای بد رد شه

فقط این حس تنهاییم، داره دیونه می‌سازه

از اون مردی که دنیاشو به چشمای تو می‌بازه

همیشه فکر من اینه، چرا رفتی؟ نمی‌دونم

همش درگیر این حسم، چرا بی تو نمی‌تونم؟

نمی‌تونم ببینم نیستی، دنیامو غم برداشت

ببین، این حس تنهایی، کجا با من تفاهم داشت؟

نمی‌تونم ببینم نیستی، ای بهتر از بهتر

ببین چی مونده از این مرد، به جز یک مشت خاکستر

نمی‌دونم بگم یا نه؟، بگم که عاشقت هستم؟

بزار راحت بگم عشم، بگم که عاشقت هستم

من اونقدر عاشقت هستم، که بی تو زندگی بد شه

من اونقدر بی تو غمگینم، نشه، روزای بد رد شه

بدون این حس تنهاییم، نباشی درد می‌سازه

از اون مردی که دنیاشو، به چشمای تو می‌بازه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

119
۲
۱

  • سلام ترانه تونو خوندم به نظرم بیت دوم مصرع اول رو بهتره ویرایش کنید یک پیشنهاد دارم براتون : داره این حس تنهایی ازم ویرونه میسازه به این ترتیب دوگانگی زبان در اثر ازبین می‌ره موفق باشید لایک
    • درود بر شما بانوی گرامی سپاس از اعلام نظرتون نکته اینکه عملا یه پارادوکس توی اثر وجود داره و کلمه "فقط" برای همین منظور به کار رفته. ترانه اینطور رقم میخوره که ابتدا از نبود محبوب اظهار بی اعتنایی می‌کنه "نه اونقدر عاشقت هستم که بی تو زندگی بد شه" و عملا نبودش را بی اثر بیان می‌کنه در بیت دوم با خود واقعیش روبرو می‌شه و بیان می‌شه "فقط این حس تنهاییم، داره دیونه می سازه" و کلمه دیوانه ما به ازای عاشق مانند ترکیب "عاشق دیوانه" استفاده شده و عملا این جدال در اثر خلق می‌شه و در ادامه ترانه از پوسته دروغین خودش خارج می‌شه "من اونقدر عاشقت هستم که بی تو زندگی بد‌شه"/"من اونقدر بی تو غمگینم، نشه، روزای بد رد شه" البته این تفکر بنده است . اگر اعلام نظر فرمایید سپاسگزار شما خواهم بود و بی صبرانه منتظر اعلام نظرتون هستم که به جد اعتقاد دارم این دقت نظر شما بسیار برای من سازنده می باشد.