قاب رویایی

قاب رویایی

از این هستم که می­بینم تو رو تو قابِ رویایی از این هستم که می­بینم تو رو هر لحظه هر جایی

از این هستم که می­بینم تو رو تو قابِ رویایی

از این هستم که می­بینم تو رو هر لحظه هر جایی

 

از این تکرار خوشحالم تو رو دارم تو رو دارم

محاله، تا دم آخر تو رو تنها نمی­زارم

 

تو هستی خونه آرومه تو هستی زندگی شادِ

ببین حتی تو شعرِ من به یادت خنده افتادِ

 

هوای خونه بعد از تو هَمش سردِ و بارونه

ببین این خونه بعد از تو یه جورایی زمستونه

 

اگه حسِ منُ و داری اگه تا صبح بیداری

اگه احساسِ قلبت رو به دستِ گریه میسپاری

 

بدون این خونه محتاجه نفسهاته نفسهاته

ببین این مرد بی­تابِ هوایِ خوبِ چشماته

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

170
۲

  • سلام و عرض خوش آمد به آکادمی ترانه ترانه تونو خوندم اولین کار هست ازتون میخونم چند نکته هست که احتمالا خودتونم بدونین اولم بگم که فکر میکنم به مرور کارهای بهتری ازتون بخونیم چون ظزفیتش در ترانه تون هست نکاتی بطور عموم به دوستان گفتم بهشمام میگم شنیدن ترانه و توجه به متن اونها و بافت و انسجام کلام در اون آثار کمک خوب و زیادی بهتون خواهد کرد از جهت نمونه ی موفق اما اصل مطلب مطالعه و آشنایی با مباحث فنی وادبی کلام هست واقعا دوستانی که جدی هستند در علاقه برای پرورش استعدادشون زحمت باید بکشند در همین سایت ترانه هارو بخونید کامنت هارو ببینید اشکالاتی که از یکدیگه میگیریمو ببینید خودتون پای ترانه ها برید و اونچه به نظزتون میادو بنویسید اینها خیلی کمک میکنه بهتون واما روایت داستان ترانه تون فکر میکنم اشاره به قاب عکس کسی داره که او رفته و شما هنوز اونو باخاطراتش در خونه تصور میکنید وابراز وفاداری و عشق میکنید بهش تو هستی خونه آرومه تو هستی زندگی شادِ ببین حتی تو شعرِ من به یادت خنده افتادِ خب این بیت در مصزع دوم که ادعا شده که شعر به یاد محبوب به خنده افتاده ؛ مابه ازای این ادعا در این شعر در این ترانه چیه؟! فقط برای قافیه سازی ؟ و تازه حالا خودِ جمله هم دچار سستی ست ما در جمله ی صحیح دستوری ؛ به یادت خنده افتاده نمیباید بگیم کی ویا چی به یادش در شعر به خنده افتاده؟ کامل این بیت باید طبق نیت گوینده از بیان مطلب ؛ باز آفرینی بشه و ویرایش بشه تا بتونه معنی داشته باشه که اون معنی در دهن بنشینه و اونی که عرض کردم نکاتی ست که احتمالا خودتون م بدونید مورد قوافی ست قافیه های بکار رفته در مورد بیت آخر نفسهاته /چشماته که میدونید چشم و قفس قافیه نمیتونند باشن و مسامحتا (هاته /اته) قافیه شده که بنوعی جعلی ست خب در آخر بدونید که حتما کارهای بهتری ازتون خواهیم داشت اینجا هستیم که با دلسوزی و حمایت پشتیبان هم باشیم واز هم یاد بگیریم شماهم پای ترانه های دوستان بیاین و بخونید کارها رو ونظر بدارید اگه سوالی هست بفرمایید و با هم هستیم تا بهترین ها رو از قلم شما انشالا درخور اجرا ببینیم در اینجا و در نشست های حضوری آکادمی ترانه بودند دوستانی که بسیار خوب پیشزفت کردند ودرحال حاضر کارهاشون اجراهای موفقی داشته شما هم هستید و دوستان در کنارتون خواهند بود موفق باشید
    • درود و احترام از لطف شما و از ضرافت طبع حضرتعالی که جای بسی شعف برای من داره که این اثر را مطالعه فرمودید و نکاتی بیان کردید که به نظر من بجا و اصولی است. حقیقت ورود بنده به عرصه ترانه از آنجا شروع شد که من عاشق ادبیات و شعر بودم و شعر، من و به دست موسیقی سپرد و موسیقی من و به دست ترانه. معمولا من برای تمام آثارم آهنگ ساختم . مدتی در این زمینه فعالیت می کردم و گروه موسیقی کوچکی داشتم و چند تا کنسرت هم گذاشتم که اکثراً ترانه هایم را میخواندم و این موضوع بر می گرده به سال های 83 تا 86 که از اون دوران فقط حسرتی بزرگ و چند تا ساز در گوشه خونه برای من باقیمانده. بطور قطع شما بهتر از بنده می دانید که کلام با تلفیق موسیقی و فرود و نشیب ها و اکسنت های موسیقیایی رنگ و طعم دیگری به خود می گیرد و آوا و کشش و لحن بیان کلمات تأثیر مؤثری در بار محتوایی کلمات داره. حتی نوع و نحوه ادا و تناژ صدا میتونه فحوای یک بیت را، در دو حالت اجرا با تناقض اساسی و ساختار معنایی با هم قرار بده. سرکا خانم ربانی گرام، من از از شما بسیار سپاسگزارم و به عنوان عضوی کوچک، از شما و بقیه استادید حاضر در این محفل، درخواست دارم تا مرا یاری کنید تا حسرت گذشته را به چراغی فروزان برای شادی روحم تبدیل کنم. قدردان شما هستم. احسان فرهنگ. چهاردهمین روز از اولین فصل زمستان آخرین سال صده یکهزار و سیصد خورشیدی.