جان پدر

دل، تیکه تیکه تیکه شد
خون، چیکه چیکه چیکه شد
“جان پدر کجاستی؟”
جون پدر! ببین! دلم
*صد و چل و دو تیکه شد
“جان پدر کجاستی؟”

کابل همیشه توو کفن!
منتظرِ بُمبه و من
غرقم میون اشک و خون
عکست توو دستم، گیج و منگ
همراه اِسمت رو لبم
شوریِ خونه وُ جنون

میون جهل و انفجار
چیزی نموند از اختیار
تاوان چی رو پس می دیم؟
این جبرِ تاریخه خدا
که سهم ما شد، پس چرا
ما بخشی از خلقت شدیم؟

روز از شبم، تاریک تر
چشم انتظار و در به در
“جان پدر کجاستی؟”
جونم به لب اومد به مرگ
قدم قدم نزدیک تر
“جان پدر کجاستی؟”

#مهدی_دمیزاده
#جان_پدر_کجاستی؟
#دانشگاه_کابل
#داعش
*۱۴۲ بار تماس بی پاسخ پدر و در نهایت پیامکِ:”جان پدر کجاستی؟”

کانال تلگرام اشعار
@MehdiDamizadeh
https://t.me/MehdiDamizadehا

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

53
۱
۱