برای کودکی که نه میشناسمش و نه میشناسدم

هوا سرده چشاش اما

یه گوله عشق و آتیشه

خانوم کوچولوی خونه

لباس کار میپوشه

گل سرخ تو دستاشم

شبیه جای زخماشه

مدادو کاغذ و پاک کن

فقط رویای شبهاشه

نوازش میشه تو خونه

با شلاقی که پوسیده

حالا یک سالیه دیگه

باباش اونو نبوسیده

خلاصه کرده دنیاشو

تو نقاشی روی دیوار

یه دنیای بدون درد

یه دنیای بدون کار

خانوم کوچولوی خونه

نه رژ داره نه ارایش

فقط موهاشو میپیچه

شبیه عکس مامانش

خانوم کوچولو شرمنده

که نذریمون فقط آشه

اگه عکساتو میزاریم

واسه لایک و کامنتاشه

خانوم کوچولو شرمنده

به دست ما امیدی نیست

رو پاهای خودت پاشو

بگو حق تو اینجا نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

78