قاضی

من ، کدوم من! من مُرده! که تو بیداری(آ) خوابه (مثل آگهی ترحیم با یه خط ربان ساده)

من یه شعرم نیمه کاره!
که تو بیت اولش تشویشه
من یه حس سردم انگار
که تو گرمای نگات آب میشه

من یه داستان زردم
یا یه روزنامه مهجور
کم مخاطب مث شعرام
بین شاعرای مشهور

من یه لبخند سادم
که گریه جاشو گرفته!
مثل مرگ قهرمانی
قبل حرفای نگفته

من یه دردم کهنه و چِرک
بدون مُسکن و قرص
هیس یه وقتایی نباید
حرفای نگفته و گف(ت)

من فیلمم قبل اکران
با کلی حرفُ حواشی
اسم آخر توی تیتراژ
همون بازیگر ناشی…!

من ، کدوم من! من مُرده!
که تو بیداری(آ) خوابه
(مثل آگهی ترحیم
با یه خط ربان ساده)

بی خیال من که تمومم
مثل بازنده ی بازی
دزد واقعی که در رف!
تو بخند جناب قاضی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

116
۲