یک عمر

من عاشقش بودم یک عمر بازیم داد...

دروغی عاشق شد

حرفاش شیرین بود

می گفت دوستم داره

تقدیر من این بود

نقشش رو بازی کرد

تو کارش بود استاد

نفهمیدم ولی

یک عمر بازیم داد

تموم دنیام بود

دنیامو بد سوزوند

رفتو ازش فقط

خاطره پیشم موند

قلبم رو بد ترسوند

از قلبای تو خالی

از دنیای بی احساس

از عشقای پوشالی

من عاشقش بودم

یک عمر بازیم داد…

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

93