بانوی خیال

درست اونجاس که می بافم موهاتو جلو رنگین کمان چشم زیبات تو می بوسی منو آخ چه قشنگه گیر افتادن تو پیچ و تاب موهات

یکی از این شبا تنها میشیم باز

می افتیم یاد اون روزای لبریز

از عشقی که تا اینجاشم نیومد

کسی کوتاه از این برگای پاییز

درست اونجاس که می بافم موهاتو

جلو رنگین کمان چشم زیبات

تو می بوسی منو آخ چه قشنگه

گیر افتادن تو پیچ و تاب موهات

چه آروم دل قدم زد توی رویات

این حس فوق العاده گفتنی نیست

باید لمسش کنی تا که ببینی

شکستن غرورم دلبری نیست

این آشوب دله من مردنی نیست

نشستن پای حرفات گفتنی نیست

شکستی بالمو باید بدونی

که عشق این پرنده مردنی نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: