کجایی

پایْتختِ دود و
قحطیِ اکسیژن
ریه ها کربن سوز
سرفه هامون مُزمن

دنده ها لج باز و
راه بندون می شه
کی لبِ این مردم
باز خندون می شه؟

وعده های مُفت و
حزبِ بادا بادیم
ما جَوونیمونو
زیر خاک جا دادیم

«بی خیال لبخند
قبر خوب متری چند!؟ »

« پر از گاز اشک آوره زندگی
چه تلخ و غم انگیز شده خنده مون
چه سیلی به پا کرده اشکای ما
توو بُهت و کما رفته آینده مون

توو این ازدحامِ پر از دود و دم
فقط می شه با بوی تو مست شم
اگه پر شم از بوی عطر تنت
محاله با غیر از تو هم دست شم

کجایی نمی پرسی حال منو؟
نمی ترسی گم شم توو این جمعیت؟
بگیر دستمو حال من خوب نیس
منو ول نکن توی این وضعیت »

زنده ایم، می خندیم
با توموری بدخیم
زندگی نه! با هم
همگی جون کندیم

تیترِ اخبار پشتِ
ابری از هشداره
نسل بعدیمونم
دیگه دودشُش داره!

ژِن ما بعد از این
وارثِ تشویشه
این تمدن داره
شیمیایی می شه

«بی خیالِ لبخند
*ژن خوب سیری چند!؟»

#مهدی_دمیزاده
*سهراب سپهری: دل خوش سیری چند.

لینک کانال تلگرام اشعار :
@MehdiDamizadeh
https://t.me/MehdiDamizadeh

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

159