کارگر

زاد روزم…

 

پایم به زمین که رسید

دستم از آسمان کوتاه شد

وای اگر آغوش تو نبود مادر….

************

روز جهانی کارگر…

 

پدرم یه زنبور کارگر بود

کُلِّ دست رنجشو عسل میکرد

وز وزِ ما توی گوشش بودو

خودش رُ توی غصه حل میکرد

 

توی کندو همیشه تاریکه

 

پدرم یه مورچه ی کارگر بود

دونه ها رُ که به انبار می بُرد

پای سفره ی خالیِ بی نفت

می نشستو خودش رو هی می خورد

 

قطر سوراخ همیشه باریکه

 

پدرم کارگر یه معدن بود

سالهای سال زیرِ زمین بودو

وقتی دست مزدشو طلب می کرد

روی پشتش همیشه زین بودو…

 

بارِتو دُرُس ببر! مرتیکه!

 

پدرم قبرشو خودش می کند

طاقتش که طاق شد از زور و…

چوب خطِ زندگیشو پر کردو

چوبو کرد توو لونه ی زنبورو…

 

لحظه ی اجرای حکم نزدیکه

 

پدرم واسه من یه خاطره س

اما وارث مشت و خشمِشم

قهرمانی که با خودش جنگید

من گناهشو به دوش می کِشم

 

توی گوشم صدای شلیکه….

 

#مهدی_دمیزاده

#تولد

#روز_کارگر

 

کانال تلگرام اشعار

@MehdiDamizadeh

@MehdiDamizadeh

177