وصله و پینه

وصله و پینه

زمانیکه دلم طی شد حریف حضرت مِی شد نمیدونستی این شک و حقیقت پاسخ نِی شد

زمانیکه دلم طی شد
حریف حضرت مِی شد
نمیدونستی این شک و
حقیقت پاسخ نِی شد

تو با لبخندی رویایی
حریم خوابمو بردی
نمیدونی که این کابوس
رفیق خاطرم کی شد

تو با سنگ غرور خود
ازین حس منرو میرونی
چه میدونند چوپونها
که برّه عاشق هِی شد

توی این عشق پربازی
تا توی کوچه ی بُردی
بتو عمدن میبازم
مث بازی لی لی شد

کجاست اون درد که درمونش
فقط توی همون درده
مث فصلای یک ساله
که مرداد مرهم دی شد

دل من مث ماهی نیس
که توو یه تُنگ تَنگ باشه
دل دریایی رو دریاب
که جزرومد ما طی شد

آره معصومه هم خوبه
ولی حیف شاه اینجا نیست
رو کفشم پینه ی قم بود
دل من وصله ی رِی شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: