مرگ عشق

داره پایانِ این قصه منو به گریه میندازه
دلم کم کم به اسمِ تو داره دنیاشو میبازه

غریبی میکنم وقتی منو با خنده میرونی
دارم میمیرم از غصه تو چشمام اینو میخونی

شبِ سردِ نگاه تو همیشه ابری و تیرست
نگاهِ مات و غمگینم  به قابِ چشم تو خیرست

نگاهم میکنی اما تو قلبت عاشقی مرده
یکی تو قلب تو هست که منو از خاطرت برده

دیگه شبهای تنهاییم پره از وحشت و فریاد
چه فرقی میکنه وقتی تو بردی عشقمو از یاد

حالا هر شب  به یادِ تو دلم از غصه آتیشه
دلی که عاشقش کردی داره میسوزه از ریشه

غرورت به دلم فهموند تو دیگه بر نمی گردی
منه خوش باورِ ساده میمونم تا تو برگردی

تموم دلخوشیه من تو رویای تو پژمرده
همیشه آخرِ قصه اونیکه عاشقه مرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: