کشف

حسِ یه کشفِ تازه ای
توو عشق بی اندازه ای
چشماتو وا کن و ببین! که کی کنارت وایساده
تسخیر کردی قلبمو
پیش تو دورم از غم و
ممنونم از چشمایی که، عشقو بِهِم هدیه داده

تا پا گرفتی توو دلم
سرشته شد آب و گِلم
آدم شدم حوای من، تا پا بذاریم رو زمین
تو سرنوشت من شدی
عطرِ بهشت من شدی
اینکه گناهِ سیب نیس، من عاشقت شدم، همین

وقتی نخوای چیزی بگی
خاموش می شه زندگی
سکوتو از دنیام بگیر، کافیه که صِدام کنی
چشماتو می بندی یه آن
یخ می زنه کل جهان
می خوام توو عشقت ذوب شَم، منتظرم نگام کنی.

#مهدی_دمیزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

254