تکیه گاه

توی این روزای سخت زندگیت
اومدم که تکیه گاه تو بشم
حاضرم بمیرم و یه لحظه هم
غم نبینه اون که من عاشقشم

حالا که بودن من خوبه برات
فک نکن یه لحظه ترکت می کنم
من هنوز مثل یه کوه پشتتم و
بیشتر از همیشه درکت می کنم

من میخوام اون چیزی رو کشف کنم
که بتونه تورو خوشحال کنه
با خودم میبرمت یه جایی که
غم نتونه تورو دنبال کنه

من میخوام پاییزو دس به سر کنم
تا یه موقع گل من زرد نشی
توی یخبندون بی عاطفگی
گرم باشم تا تو دلسرد نشی

وقتی بیزاری از این شبای تلخ
واسه تو یه صبح خوش عطر میشم
زیر آفتاب سمج یه سایه بون
زیر بارون واسه تو چتر میشم

تو چراغ زندگیمی نباید
به همین سادگی خاموش بشی
تو یه قصه ی قشنگی نمیخوام
که به این زودی فراموش بشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: