خاطره بازی

خاطره بازی

تنهایی هر روزمو با حدس تو پر میکنم دلمو با عکسای تو که مونده دم خور میکنم

تنهایی هر روزمو
با حدس تو پر میکنم
دلمو با عکسای تو
که مونده دم خور میکنم…

میرم کنار پنجره
به عشق عطر پیرهنت
گفتن بهم غریبه ها
که این حوالی دیدنت…

من رو همه قاصدکا
که رد شدن میشناسنم
یه روز اگه یه قاصدک
دیدی بدون آره منم…

آره منم که با نگات
خاطره بازی می‌کنم
خودمو از خیانتت
این جوری راضی میکنم…

شاکی ترین ادم منم
فریاد من خاموشیمه
تنها پناه لحظه هام
آهنگای تو گوشیمه…

هیش کی دیگه دورو برم
نمونده بس که شاکی ام
پرته انقد حواس من
گاهی نمیدونم کی ام…

کز کردم اینجا تو خودم
درست مث روانیا
اره هنوز عاشقتم
لطفاً اگه میشه بیا…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: