بیمار روحی

شبیه یه بیمار روحی هنوز
واسم سخت میشه بگم حسّمو
یکی هس تو خلوت این اتاق
صدا میزنه پشت هم اسممو
دارم پرت میشم بازم از چشات
یه تبعیدی بی یارو هیچ دوستی
نفس گیره بی تو همه لحظه هام
مث بازی نقش زیر پوستی
سرم گیج میره بازم قرصهام
خیال تو رو مشت مشت میخورم
اور دوز *کردم بازم از سکوت
با تیغ لبات این رگو میبرم

*overdose:داروی زیاد خوردن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • خیلی زیبا بود. فقط یه خورده مشکل تو دو بیت آخر بود که مصرع آخر قشنگش کرد =D>
  • سلام. ترانه ی خیلی خوبی شده ولی حس میکنم تم کار پتانسیل اینو داره که ترانه ادامه پیدا کنه. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • سلام معمولا سعی میکنم شاه بیت انتخاب کنم ولی واقعا هم ترانه تون رو دوست داشتم لذت بردم ولایک @};- 8-> شبیه یه بیمار روحی هنوز واسم سخت میشه بگم حسّمو یکی هس تو خلوت این اتاق صدا میزنه پشت هم اسممو دارم پرت میشم بازم از چشات یه تبعیدی بی یارو هیچ دوستی نفس گیره بی تو همه لحظه هام مث بازی نقش زیر پوستی سرم گیج میره بازم قرصهام خیال تو رو مشت مشت میخورم اور دوز *کردم بازم از سکوت با تیغ لبات این رگو میبرم =D> @};-
  • سلام دوست من... کار یکدستی بود که ای کاش با توجه به مضمون که بیمار روحی بود با شکست ساختار جمله و یا تصویرسازی های مخدوش حس کار رو بیشتر میرسوندی
    • جناب دمی زاده ممنون باز سراغ من اومدین خیلی خوشحالم کردین اگر بتونم و فرصتی باز دست بده تمام ایرادات ترانه هایی که گذاشتم رو ویرایش میکنم کنار شما بزرگواران بودن فرصت ارزشمندیه برای من ممنون @};-
  • زهرای عزیز خیلی زیبا بود =D> =D> =D> لایک @};-
  • @};- @};- @};-
  • خانوم قرایی عزیز @};- با این دو ترانه ای که ازتون خوندم آینده دارید خانوم احساستون زیبا و دلنشینه @};- @};- @};- و البته لایک
  • تبریک میگم ترانه خوبی بود من بر خلاف دیگران زیادی بیت اضافه کردن به ترانه رو دوست ندارم چون بعضی وقت ها برای خودش آدم شعر میگه نه برای اجرا پس میتونه اون چیزی و که لازم میدونه بگه تبریک میگم ترانه خوبی بود فقط یکم سکته وزنی داشت
  • سلام زهرا عزیز عذر می خوام که دیر رسیدم و با توجه به گرفتاریها 48 ساعت هم کمه..ترانه با احساس و دلنشینی ازت خوندم به نقد خوب مهسا توجه کن فقط برخلاف نظر دوستان توو بیت دوم (ی ) بازم سکته ایجاد ایجاد می کنه و حس می کنم اگه قبل از تو (که ) بیاری روونتر و بهتر می کنه..لذت بردم خانمی وبرات شاعرانه هارو آرزو دارم .. @};- @};-
  • کار بسیار زیبا و عالی هستش فقط این قسمت رو حس میکنم وزن نداره "" یکی هس تو خلوت این اتاق"". در مجموع درود بر شما و خسته نباشید. عالیست
  • سلام زهرای عزیزم.مرسی از کار خوبت.خانووم کمی روونیش کم بود نسبت به سایر کارایی که ازت خوندم و قسمتاییش هم وابسته به خوانش تا رو وزن باشم.در کل سوژه ونگاه شاعرانت رو دوست داشتم بانوی شاعر وآفرین واسه همه کارهات که خوندم =D> =D> @};-
    • اقای ادریس زاده ی عزیز روونی کار فکر میکنم به خاطر گنگ بودن تصویر سازیم بوده یه کم خشن و خیلی عجیب از کلمات استفاده کردم شاید همونطور که دوستان گفتند در جاهای نامناسب @};- :-<
  • سلام خیلی کار خوبی بود تبریک.... فقط ترکیب پرت شدن از چشم زیاد خوب در نیومده بود
  • لذت بردم از خوندنش زهرا جون... خیال تو رو مشت مشت میخورم =D> کاش کمی طولانی تر بود @};- به نظرم عبارت پرت شدن از چشم زیاد ملموس به نظر نمی رسه
  • سلام دوست من... در اين ترانه جسارت شاعر در استفاده از عناصر رو ميشه ديد هر چند بهتر ميبود كه بيشتر از عناصر كار كشيده شه
  • سلام خوب یود..ولی کم بود =D> @};-
  • درود بانو... شاید این اولین ترانه ای باشه که ازتون میخونم پس بدون هیچ گونه پیش زمینه ای از هر ترانه که ای تا بحال نوشته اید گذری بر ترانه خواهم داشت. نکته ای که به ذهنم میرسه کوتاهی این ترانه است. نمیشه به حتم گفت کار کاملی در پیش روو داریم.وقتی ترانه رو خوندم و تموم شد احساسم مثل زمانی بود که من رو به یه آزمایشگاه شیمی دعوت کرده باشند. تعداد زیادی وسیله ی آزمایشگاهی را نشانم بدهند بعد بدون اینکه هیچ آزمایشی انجام بدهند از آزمایشگاه بیرون بروم. در فضای کاری شما با تعدادی تصاویر و واژه برخورد کردم و در آخر هیچ... احساسی که میخواستم نبود. یک ترانه استاندارد چه برای اجرا باشد چه نباشد به نسبت وزن هایی که امروزه دیگر عرف شده در نوشتن که معمولا بین 10 تا 14 هجا هستند از 4 بند تا حداکثر7 بند مانور میدهند. ارتباط عمودی ضغیفی داشتید. اما باید بگم حسنی که ترانتون داشت و باعث میشد که تا انتها مخاطب رو همراه خودش ببره هارمونی الفاظی بود که استفاده کرده بودید. خشن بودن احساسات شاعر در کلمات گنجانده شده بود و به خوبی به مخاطب انتقال داده میشد. بند اول... یعنی برای یک بیمار روحی سخته که از احساساتش صحبت کنه؟شاید هم باشه و من اطلاعی ندارم :-) دو مصرع بعدی خیلی خوب نوشته شده بودند و حس شدیدی رو به مخاطب وارد میکردند. پرت شدن... نمیدونم. من دوست نداشتم این مصرع رو (نظر شخصی) مصرع بعدی هم حشو دارید. یار و دوست... هرچند جنس کلمه یار با سایر کلماتی که استفاده کردید نمیخونه و اگر هم بخونه حشو شدیدا مبرهنه مصرع آخر هم خیلی خوب نقش بازی کرده در ترانه و اما کلا در این بند در تمام مصرع ها تصویری جدید رقم میزنید... پرت شدن تبعید شدن نفس گیر بودن بازی زیر پوستی وقتی نبودید برای ارتباط حسی خواننده با مضمون ترانه. همش درگیر تصاویر میشیم و احساسی که مخاطب لازم داره از کلمات روون بگیره و همراه بشه با ترانه متاسفانه به چشم نمیخوره. بند بعد مصرع اول... ارتباط معنایی ضعیفی با بند دوم داره. اگه اینطور بود شاید بهتر بود ---> سرم گیج میره، مثِ قرص هام ---> خیال تو رو مشت مشت میخورم مصرع دوم عالی بود. با کلمه ای که آورده بودید و ستاره دار بود موافق نبودم اصلا. کلا با واژه های بیگانه مخالفم که در ادبیات با غرابت وحشی میشناسند چنین کلمات رو... کلماتی نامانوس و دور از ذهن مصرع آخر هم دوست نداشتم. تیغ لبات... اگه معضوق پیش شما نیست پس تیغ لبهاش کجاست؟؟؟؟ بخاطر ریز بینی هایی که انجام شد عذرخواهم و منتظر ترانه های بهتری ازتون هستم. موفق باشید. بامهر.پهلوان @};-
    • @};- @};- @};- مهسای عزیزم وااااااااای عجب نقد جانانه ای اگه بگم حال چندان خوبی نداشتم دروغ نگفتم ... نقدت شادابم کرد و بهم کلی انرژی داد در برابر هیچ کدومشون نمیدونم و شاید نتونم چیزی بگم غ از اخرین نقد بود و نبود معشوق در این شعر عذاب نیست عذاب سکوتیه که بنا بر تصمیم مخاطب از رفتن یا از سردی رابطه بوجود اومده تیغ لب کنایه از سکوتیه که از طرف معشوق به جان شاعر افتاده... نمیدونم تونستم چیزی که در ذهنم بوده رو با این توضیح درست به دار تصویر بکشم یا نه ولی باز هم تشکر تشکر تشکر باز سراغ من بیا و جانی دوباره ببخش @};-
  • زیبا بود و دوست داشتنی زهرا جان لایــــــــــــــــــــــــــــــــک @};- @};-
  • دارم پرت میشم بازم از چشات یه تبعیدی بی یارو هیچ دوستی نفس گیره بی تو همه لحظه هام مث بازی نقش زیر پوستی =D> درود قرایی جان :-) خیلی زیبا بود ... فقط بیت اول مصرع سوم یه هجا کم داری که اگه "تو" رو به "توی" تبدیل کنی برطرف میشه ... بازم میگم خیلی خوب بود ... پسندیدم @};-
  • درود فراوون... آفرین بهتون ... لذت بردم از خوانش ترانه... زیبایی های ترانه غیر قابل انکاره فقط به زعم ناقص بنده این مصرع سسته و اون جور که باید تو کار ننشسته:یه تبعیدی بی یارو هیچ دوستی/ ممنونم .. سبز وسرشار؛ با یک رز صورتی @};-
    • جناب طاهری خوشحالم به سراغم اومدین اعتراف میکنم دوباره که این بیت کلا دوئلی بوده بین من و کلمه ی دوست و فقط یه تلاش خودخواهانه برای شکست این واژه و کسب موفقیت با ساخت "مث بازی نقش زیر پوستی" :-) @};-
  • اور دوز *کردم بازم از سکوت با تیغ لبات این رگو میبرم =D> =D> مثل همیشه خوندنی بود زهرای عزیز و پسندیدم @};- @};-
  • سلام خانم قرائی زیبا سرودید و مفهوم خوبی بود اما ، تکراری! دید رو وسعت بدید و عمیقتر ببینید. مطمئنم با استعداد شگرفی که در شما هست بهترین اشعار رو میتونید بگید. با آرزوی بهترین ها. @};- @};-
  • دروود وقتتون قشنگ کار جالبی هست اما مثل کارای قبلیتون میخکوبم نمیکنه اطمینان دارم جای کار زیاد داره و اشتیاقش در شما هست توی بیت دور هم یه دونه ی فکر کنم زمان تایپ کم گذاشتین یکی هست تو (ی) خلوت این اتاق بانو به نظرم کارتون رو شسته روفته بزارین روی سایت بسیار قابل تر باشه ایده های قشنگ توی کار ترانه خوب باید پرداخته و صیقل بخورن منتظر کار های بسیار جذابتون هستم با آرزوی لحظه های روشن =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • =D> =D> زیبا بود @};-
  • موفق باشین :-) قشنگ بود