عطر وحشی

عطر وحشی

بوی تنش وحشی ترین عطره
وحشی تر از پاییزِ بی آذر
گیرا، یه اقیانوس از الکل
من دائم الخمرش شدم آخر

توو موجِ رو موهاش غرقم کرد
دریارو بوسیدم ، بغل کردم
این فاجعه س، عاشق شدم اما
مجبورم از این عشق برگردم

با اینکه دور از عطرِ آغوشش
سلول تا سلولِ من درده
با اینکه موهامم همین دوری
قبل از وقو(ع) خاکستری کرده

مجبورم از این عشق برگردم
میرم، تظاهر میکنم سنگم
من توو خودم میپوسم از ریشه
میرم ، ولی مجروح، میلنگم

لعنت به من ، باید برم اما
این حجم از وابستگی کم نیس
خون میخورم هر روز بعد از این
حوّا همیشه سهم آدم نیس

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: