لباتو وقتی می دوزن

دارن بازیت می دن هر روز
تو می رقصی به هر سازی
توو ‌دور باطلی انگار
توی این خیمه شب بازی

چقدر بی روحو احساسی
لباتو وقتی می دوزن
دلیلی واسه تکرار
دل آشوبی هر روزن

دارن بذرتنفر رو
توی ذهن تو می کارن
یه عالم ظلم دنیا رو
به احساست بدهکارن

ته این راه بی راهه
طلسمی جز تباهی نیس
نرو این راهو، باور کن
توو این جاده پناهی نیس

نترس از راه آزادی
نگو این راه بن بسته
رها کن دستو پاهاتو
از این زنجیر پیوسته

توباور کن جدا میشی
یه روز از این همه سختی
تصور کن که می شینه
روو قلبت حس خوشبختی

می دونم که توی این راه
چقدردر گیر تشویشی
مصمم باش می بینی
از این کابوس رد میشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: