مثِ تخته ی شکسته

روی دریای چشاتم

بغل موجای سنگین

لب نی زار نگاتم

لب مرز این سیاهی

توسفیدی چشاتم

چشم تو چشم هم همیشه

ولی انگار که تو کوری

ندیدی منو ولی من

همیشه غرق نگاتم

با وجود اینکه کوری

ولی

من همیشه چشم به راتم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: