ضربه آخر

ضربه آخر

ضربه آخر رو بزن
جمع کن و امشب برو
خنده تلخی بزن و
بگو نمیخوامت تو رو

مگه نمیخواستی که من
فکر تو از یاد ببرم
امشب دیگه به جای رز
برات گلایول میخرم

حالا دیگه نوبتته
برو که گریه های تو
زخم میزنه به قلب من
دق میکنم برای تو

تصورش سخته ولی
جدا بشیم که بهتره
خودت میخواستی همینو
چرا نگات پشت سره

سر به سرم میذاری و
موندن و رفتن میکنی
حرف آخرت سکوته
اینو خودتم میدونی

ضربه آخر رو بزن
نگاه بکن توی چشام
حرف دلت رو بزن
که پاک شه رد بوسه هام

نفس نفس میزنی و
انگار برات سخته بری
کاری کردم که میخوای
باید از این خواب بپری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

442
۲