کبوتر خسته(امام رضا(ع))

مسافرم از راه دور

عاشقتم آقا مولا رضا جان سپاس از بهزاد صنعتی

میگن طلب کردی بیام
این اخرین شانس منه
کبوتری خسته شـــدم
که بال و پــــر نمی زنه
.
هربار که چشمام میخوره
به گنبد روی حــــرم
مسافــــــرم از راه دور
حرف داره چشمای ترم
.
پنــــجره فولاد چشــات
بغض مــــنو وا می کنه
کی درد کهنـــه ی منو
جز تو مُــــداوا می کنه
.
هیاهـــــوی کبوتـــرات
پیچیده تو صحن سـرا
حـــرف یه دنیا دلــمو
به کی بگم امام رضــــا
.
پر بگیـــرم تو آسمـــون
مثل یه مــاه نگات کنم
تو حرم چشــای عشق
تا جون دارم دعات کنم
.
بمونم اینجا پیش تو
بگـــم بریدم از همــه
اینجور بهم نگاه نکن
توی چشام پر از غمه
.
غریبمـــو دلم شکست
با دست خالی اومدم
واسه یه ذره زندگی
گره به این ضریح زدم
.
من عاشق کبوترا
توو صحن و گنبدت شدم
با دست خالی، دل پر
وارد مرقدت شدم
.

#داریوش_شریفی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: