انگشت اتهام

کارگاه تصویر نویسی

انگشت اتهام
روی شقیقمه
زود ماشه رُ بِکِش!
مُردن واسم کمه

بذار بمیرمو
من متهم بِشم
بار گناهمو
به دوش میکشم

دیدم دوسَم داری
چیز کمی که نیس
اونم میون این
سَبابه های هیس!

توو شهر پر از آدمای یخی
اگه عاشقی کردی توو دوزخی
جهنم مگه غیر از اینه که نیس
صدایی به جز سوت کِشدارِ هیسسسس!

میونِ قلبای
سنگیو یخ زده
گفتم دوسِت دارم
شدم آدم بَده

چیزی نگو بشین
موهاتو صاف کن
با یه اشاره به
عشق اعتراف کن

عاشق شدن فقط
یه اتهاممه
شلیک کن! بکُش!
مردن واسم کمه.

#مهدی_دمیزاده

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

300